تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
فساد معامله است . قوله : و لكن : اشعار ، آرى و روى همين اشعار ما احتمال فساد داديم ، ولى دلالت و ظهور خير ، زيرا كه محتمل است مراد از ما يتقرب به لغير الله ، بيع و شراء خود صليب و صنم باشد كه بالفعل مقرّب به غير خدا هستند و شامل بيع الخشب نمىشود . و نيز شايد مراد از ما يقوى به الكفر و الشرك ، تقويت مذاهب فاسده و باطله باشد . و نيز شايد مراد از باب يوهن به الحق ، چيزهائى باشد كه سبب وهن حق يعنى دين و شريعت حقّه باشد نه مطلبى كه شامل فروع هم بشود و مسئله فرعيه‌اى را از قبيل بيع العنب بگيرد كه مورد بحث ما است و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . پس از اين روايت هم طرفى نبستيم . قوله : و لو تمّت : برفرض كه عناوين مذكور را تعميم دهيم و دلالت روايت تحف را تامّ بدانيم بازمىگوئيم : مسئله سه صورت دارد : 1 - تنها فروشنده داعى حرام دارد و به قصد رسيدن مشترى به حرام مىفروشد ولى خريدار چنين قصدى ندارد . 2 - تنها خريدار قصد حرام دارد و فروشنده چنين انگيزه‌اى ندارد . 3 - هم فروشنده و هم خريدار قصد حرام دارند . حال تنها در صورت 2 و 3 بيع مذكور حرام و فاسد خواهد بود نه در صورت اوّل ، زيرا كه قصد بايع تنها بدون قصد مشترى و ترتيب اثر دادن او كه اثرى ندارد ، و موجب تقرّب به غير خدا نيست موجب تقويت شرك و كفر نيست ، موجب وهن حق نيست ، آرى اگر خريدار چنين قصدى داشته باشد كه دنبالش هم عمل و ترتيب اثر دادن است اين تبعات را دارد ، پس اگر دليل ما بر فساد اين