الظالمين وارد شده [ و در مسئله بيست و دوّم از مسائل نوع رابع خواهيم آورد ] نيز دلالت دارند بر اينكه اعانة الظالم ، اعانت بر عدوان بوده و حرام است چه معين چنين قصدى داشته باشد يا نه ، حتى اگر قصد خير داشته باشد باز حرام است .
شاهد [ يا مؤيد ] سوّم : مردى از بعض الاكابر [ مرحوم شهيدى در حاشيه ص 33 فرموده :
اقول : فى شرح النخبة لسبط الجزائرى قدس سره عن البهائى قدس سرّه انّه عبد الله المبارك على ما نقله ابو حامد . . . ] سئوال كرد : من مردى هستم خيّاط ، كه جامههاى سلطان [ حاكم جائر ] را خياطت مىكنم ، آيا به نظر شما من هم بدين وسيله در اعوان و انصار ظلمه داخل هستم ؟ بعض الاكابر فرمود : معين ظلمه آن كاسب و بازارىايست كه به تو سوزن و نخها را فروخته و امّا تو از خود ظلمه بوده و جزء دارودستهء آنها هستى و رتبهات در حرام بالاتر است .
حال آن كاسب كه نخ و سوزن مىفروشد به قصد حرام و تقويت شوكت حاكم جور كه نمىفروشد ، او به قصد درآمد و امرارمعاش اين كار را مىكند ولى معذلك در كلام اين بزرگ بر فروش او اعانت ظالم ، اطلاق شده ، پس صدق اعانت ، تابع قصد نيست .
سؤال : چرا اين را به صورت مؤيد آورديد ؟
جواب : چون كلام معصوم ( ع ) كه نيست تا دليل و حجت باشد بلكه كلام بعض الاكابر است و اين تنها در حدّ مؤيد ارزش دارد نه بيشتر .
قوله : و قال المحقّق : نظريّهء چهارم : مرحوم محقق اردبيلى در كتاب مجمع الفائدة و البرهان ، مثل اكثر ، نظر داد و در صدق اعانت ، قصد را معتبر نكرد كه قبلا عبارتش نقل شد ، ولى در كتاب آيات الاحكام « 1 » خويش وقتى به آيهء شريفهء
وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ
هامش
( 1 ) زبدة البيان فى احكام القرآن ص 297 .