تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
پس اكل مال به باطل نيست . ممكن است از عموم نبوى ( ص ) استفاده كنيم كه انّ الله اذا حرّم شيئا حرّم ثمنه ، ولى ايندليل هم در ما نحن فيه جارى نيست زيرا كه عنب و خشب تحريم نشده تا ثمن آن تحريم شود . آرى ممكن است از فرازى از روايت تحف العقول استفاده كنيم كه داشت : او شيئى فيه وجه من وجوه الفساد ، و بگوئيم اين بيع به داعى الحرام هم منشأ فساد است و از جهتى از جهات در او مفسده است كه مقدمة الحرام و منشأ الحرام مىباشد و از اين باب حرام است و سيأتى كه روايت تحف العقول در مقام بيان فساد است پس به حكم اين فراز آن معامله فاسد است . ]

( مسئله رابعه ) [ اين كه عنب يا خشب يا هرشيئى ديگر را به كسىمىفروشد كه مىداند كه خريدار در جهت حرام استفاده خواهد كرد ، ]

قوله : و امّا لو لم يقصد : مسئله چهارم اينست كه عنب يا خشب يا هرشيئى ديگر را به كسى مىفروشد كه مىداند كه خريدار در جهت حرام استفاده خواهد كرد ، و مبيع را تبديل به خمر يا صليب و صنم خواهد نمود ولى فروشنده چنين قصدى ندارد و به اين نيّت به او نمىفروشد و داعى او از اين بيع ، خمر و صليب‌سازى نيست بلكه داعى او رسيدن به پول است كه جنسى و كالائى دارد و مىخواهد بفروشد و به پول آن برسد و ما يحتاج زندگىاش را تامين كند و كارى ندارد كه مشترى چه استفاده‌اى مىبرد و لذا بطور مساوى به اين مشترى مىفروشد به مشتريهاى ديگر هم مىفروشد و هيچ انگيزهء حرامى او را وادار به بيع نكرده فقط چيزى كه هست اينست كه مىداند كه اگر انگور بدست فلان مشترى برسد او كارش خمرسازى است و فورا اينها را خمر مىكند . آيا چنين بيعى جايز است ؟ آيا بيع العنب ممن يجعله خمرا صحيح است ؟ آيا بيع الخشب ممن يعلم انه يعمله صليبا جايز است ؟