استفادهء حلال مىشود [ مثلا از صوت نيكوى جاريه در جهت قرائت قرآن ، مرثيه سرائى براى زنان و . . . استفاده مىشود . ]
و در نتيجه به خاطر اين صفت كمال بودن ، و بداعى آن ثمن افزايش پيدا مىكند ، آيا چنين معاملهاى صحيح است ؟
شيخ اعظم ره مىفرمايند : اگر منفعت محلّلهء اين صفت ، يك منفعت معتدّبهاى باشد كه با منفعت حرام مساوى و يا حتى بر آن مىچربد در اينجا بلا اشكال معامله صحيح است چه بهصورت داعويت كه ثمن معيّن و زائد در برابر خود جاريه است ، و اين صفت كمال داعى ازدياد شده ، و چه به صورت مقابله كه بخشى از ثمن در مقابل اين صفت باشد . در هرحال اين معامله اكل مال به باطل نيست و مانع ديگرى هم ندارد . ولى اگر منفعت حلال اين صفت كمال ، يك منفعت نادره و غير معتدّبها باشد چنين منفعتى قابليت آن را ندارد كه مقدارى از ثمن در برابر آن باشد چون ماليت ندارد ولى آيا به صورت داعى بر ازدياد ثمن مىتواند دخيل باشد يا نه ؟ و به اين عنوان بيع صحيح است يا نه ؟ دو وجه است :
1 - عدّهاى برآنند كه صفت كمال مذكور تابع خود عين و بدان ملحق است و همانطورى كه اگر خود عين و موصوف داراى منافع محللهء نادره و غير معتدّه بود بيعش جايز نبود ، هكذا اگر منفعت حلال صفت كمال مذكور نادره بود ، ازدياد ثمن بخاطر او جايز نيست .
2 - عدّهاى برآنند كه صفت مذكور داعى است و كلّ ثمن در مقابل عين جاريه است كه ماليت دارد و هيچ مانعى ندارد كه بخاطر وجود فلان صفت كمال و منفعت حلال نادرش قيمت عين بالا رود مرحوم شيخ همين وجه را تقويت مىكنند و فتوى به صحت اين معامله مىدهند به اين دليل كه چنين معاملهاى اكل مال به باطل نيست و مانعى هم ندارد .
قوله : و النص :
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 351
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٥١