به سكّهء سلطان فعلى و نقد رائج است ولى در واقع مغشوش بوده و با اين پندار به اين معامله اقدام كرد ، اينجا مسئله صورى پيدا مىكند :
[ 1 - مبيع كلّى فى الذمّه است يعنى آقاى صرّاف گفته : صد درهم به شما مىفروشم به فلان مبلغ ، كه صد درهم صددرصد كلّى است و پس از معامله اين مبلغ به گردن فروشنده مىآيد و وى مشغول الذمّه است تا زمانى كه تفريغ ذمّه نمايد حال اگر در مقام اعطاء ، درهم مغشوش به مشترى داد معامله باطل نمىشود و حق الخيارى هم نمىآيد بلكه مشترى آنها را ردّ مىكند و صد درهم سالم مطالبه مىكند و تا مادامى كه بطور صحيح و مشروع تفريغ ذمّه نكند ، مشغول الذمّه خواهد بود .
2 - مبيع كلّى فى المعيّن باشد : اين نيز حكم صورت قبل را دارد با اين تفاوت كه آنجا قدرى دائره وسيعتر بود و اينجا دائره ضيق است يعنى مىگويد : صد درهم از اين هزار درهم را مىفروشم . . . ]
3 - مبيع شخصى است . يعنى روى درهم خاصى در خارج معامله شده ، و معاوضه هم بر عنوان درهم واقع شده ، يعنى بايع گفته : بعتك هذا الدرهم بكذا كه اشاره به شيئى خارجى كرده و آن را معنون بهعنوان درهم نموده است كه هدف اصلى همين است .
در اينجا مىفرمايد : معامله باطل است ، زيرا كه عنوان درهم در معاوضه ، عند المشترى و عند العرف به همان درهم رائج و مسكوك به سكّهء سلطان منصرف است و اطلاق بر اين فرد انصراف دارد [ لكثرة الاستعمال كه موجب انصراف ظهورى است ] و مورد معامله اين درهم است ، در حالى كه بعدا معلوم شد كه درهم مبيع آن درهم رائج نيست بلكه درهم قلّابى است ، پس در حقيقت ما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد ، و عقودهم كه تابع قصود است ، پس بايد معامله باطل باشد [ نظير اينكه باع عبدا حبشيّا فبان حمارا وحشيّا كه معامله باطل است . ]
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 331
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣١