تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
را برداشتن [ همانگونه كه امروزه در گوشه و كنار جهان گاهى رندهائى يافت مىشوند كه اسكناس قلّابى چاپ مىكنند و آنها را سرازير بازار نموده و از اين طريق اموال فراوانى را به يغما مىبرند . ] بحث ما در اين گونه از دراهم مغشوشه است كه مسكوك به سكّهء سلطان وقت نيست و نقد رائج بلد نمىباشد و قلّابى است . در اين رابطه يك مطلب اينست كه : آيا نگهدارى اينها جايز است ؟ يا اينكه چون مادّهء فساد هستند هرچه زودتر بايد نابود شوند تا در دسترس عموم قرار نگيرند ؟ از برخى روايات استفاده مىشود كه اينها را بايد شكست و نابود كرد و آن دو روايت است : 1 - روايت جابر جعفى « 1 » : امام ( ع ) در اين روايت در حالى كه به درهم خاصى اشاره مىفرمودند : فرمودند : « اين را بشكن زيرا كه اين نه بيعش جايز است و نه انفاق و صدقه دادنش » كه كلمهء اكسر امر است و ظهور در وجوب دارد پس واجب است شكستن و نابود كردن . 2 - روايت موسى بن بكير : دراهمى جلو امام ( ع ) بزمينى ريخته بودند ، حضرت يكى از آنها را برداشته و دو نيمه كردند سپس به كسى كه آنجا بود فرمودند : اين را در ميان چاه بيافكن تا در بازار مسلمين با چيزى كه غش‌دار و قلّابى است معامله نشود . « 2 » پس معلوم مىشود كه اتلاف واجب است . حال بر مبناى وجوب اتلاف ، قطعا معاوضه بر اين دراهم صحيح نيست . امّا بنابر اينكه اتلاف و كسر واجب نباشد مىگوئيم : اگر چنانچه فرضا اين دراهم مغشوشه با همين هيئت خاصه‌اى كه دارند ، داراى منافع محللهء معتدبها باشند قهرا صناعت آنها و امساك و . . . حرام نخواهد بود مثلا اگر در جهت تزيّن و زينت كردن اطراف لباسهاى زنها و مترفين و ملأ از مردان استفاده شوند كه
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة ج 12 ص 473 . باب 10 حديث 5 . ( 2 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 209 باب 86 ، حديث 5 .