تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
و نابود كرد [ مثلا به دريا افكند ، در چاهى انداخت ، آتش زد و . . . ] در اينجا فقهاء فتوى داده‌اند به اينكه : غاصب ، موادّ اين هياكل را ضامن است . با اينكه مادّه در ضمن هيئت بوده و معا اتلاف شده‌اند . حال اگر مادّهء با اين هيئت و در ضمن آن و به شرط شيئى ماليت نداشت نبايد اتلافش موجب ضمان مىشد زيرا كه ادلّه مىگويد : من اتلف مال الغير فهو له ضامن ، و حيث اينكه فتوى به ضمان مادّه داده‌اند كشف از اين مىكند كه مادّه مطلقا ماليت دارد چه قبل از اينكه به هيئت مذكور درآيد و چه بعد از آن ، پس بيع به قصد مادّه هم جايز است خلافا لكاشف الغطاء ره . قوله : و حمله : اگر شما بفرمائيد كه اتلاف صليب و صنم گاهى دفعى است يعنى صليب يا صنم و خلاصه اين هيكل را با همين شكل خاصى كه دارد آتش مىزند و نابود مىكند كه مادّه و هيئت يك جا اتلاف شده و گاهى تدريجى است يعنى اوّل هيئت را تخريب مىكند و سپس مادّهء تنها را هم به آتش مىكشد و نابود مىكند ، و اينكه فقهاء فرموده‌اند : غاصب متلف ضامن است منظور اتلاف تدريجى است كه مادّه را پس از هيئت جداگانه اتلاف كرده و چون مادّه به شرط لا ماليت داشته لذا ضامن است ولى آنجا كه هردو را با هم نابود كند ضامن نيست چون مادّهء در ضمن هيئت مال نبوده . مرحوم شيخ مىفرمايند : اين حمل هم تمحّل [ و تكلف و تعسّف ] و زحمت بيهوده كشيدن است زيرا كه ظاهر فتوى اينست كه : من اتلف صليب يا صنم را ضامن است و ظاهرش اينست كه يك جا و با هم هيئت و ماده را تلف كرده و يا مصداق اكمل آن همين اتلاف دفعى است . پس مادّهء در ضمن هيئت هم ماليت دارد پس بيع بدان قصد صحيح است . قوله : و فى محكى التذكرة :