تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
يا زباله‌هاى فراوانى دارد كه وصيت مىكند آنها را به ديگرى بدهند تا در جهت آتش روشن كردن و خاكستر كردن آنها و سپس تسميد به آنها استفاده كند ، يا پوست ميته را به فلانى بدهيد تا در جهت استقاء از آن استفاده كند . [ البته اگر انتفاع از جلد ميته را جايز بدانيم ] يا خمر محترمه‌اى دارد كه براى ديگرى وصيت مىكند [ مرحوم شهيدى در حاشيهء مكاسب ص 31 فرموده : اقول : فى رهن التذكره انّ الخمر قسمان : 1 - محترمة و هى التى اتخذ عصيرها ليصير خلا و انّما كانت محترمة لانّ اتخاذ الخلّ جائز اجماعا و العصير لا ينقلب الى الحموضة الّا بتوسط الشدة فلو لم يحترم و اريقت فى تلك الحال لتعذر - اتخاذ الخل . 2 - و غير محترمة و هى التى اتخذ عصيرها لغرض الخمرية . . . ] سپس دو دليل آورده : 1 - چون در اين اشياء [ كلب معلّم - زيت نجس و . . . ] حق الاختصاص [ براى موصى ] وجود دارد [ و وصيت به عين - منافع - حق قابل انتقال تعلق مىگيرد پس صحيح است . ] 2 - چون اين اعيان از يدى به يد ديگر قابل انتقال هستند [ « صغرى » و هر چيزى قابل اين انتقال باشد وصيت به آن صحيح است « كبرى » پس چنين وصيتى صحيح است « نتيجه » سپس مثال آورده ] بواسطهء ارث بردن [ دارندهء كلب معلّم . . . بميرد و آنها به ارث به وارث منتقل شوند ] و غير ارث . قوله : و الظاهر : مرحوم شيخ مىفرمايند : به نظر مىرسد كه مراد علّامه از غير ارث همان صلح ناقل باشد كه مورد بحث ما است و علّامه هم تجويز كرده پس حق الاختصاص قابل مصالحه هست . منظور از صلح ناقل يعنى به نفس صلح اين انتقال حاصل شود ، توضيح اينكه :
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 301 | على محمدى خراسانى