است و دو طرفى است كالبيع ] همراه با عوض باشد ؟ يا يك طرفه و بدون عوض هم جايز است ؟ اختلافى است ولى عند المشهور بدون عوض هم جايز است [ كان يصالحه على ان يسكن داره ، او يلبس ثوبه مدة ، او على ان يكون جذوع سقفه على حائطه ، او يجرى ماؤه على سطح داره ، او يكون ميزابه على عرصة داره ، الى غير ذلك و لو بلا عوض ] و تفصيل مطلب در كتاب الصلح .
حال برمبناى مشهور مصالحهء مذكور [ بر حق الاختصاص بدون دريافت عوض ] جايز است .
بعد مرحوم شيخ قدمى فراتر نهاده و مىفرمايند : بلكه صلح يا عوض هم جايز است كه حق الاختصاص خود را نسبت به ميته يا عذره با مثلا هزار تومان ، يا يك ماه سكناى دار يا يكروز ركوب دابّه و . . . مصالحه كند . بدليل اينكه عوضى كه دريافت مىكند در قبال خود عين نجس نيست تا مشمول عمومات : ثمن العذرة سحت ، ثمن الميتة سحت و . . . گردد . بلكه در قبال حق الاختصاص است و ما دليلى نداريم به اين عنوان كه : ثمن حق الاختصاص سحت . پس صلح معاوضى هم جايز است .
قوله : قال فى التذكرة : « 1 » اين كلام شاهدى بر جواز مصالحه بر اعيان نجسه است و آن اينكه : علّامه فرموده : آندسته از اعيان نجسهاى كه داراى منافع محلّله مىباشند ، وصيت به آنها جايز است .
مثلا شخصى كلب معلّمى [ للصيد يا للحراسة عن الماشية و الزرع و . . . ] دارد و وصيت مىكند كه اگر من مردم آن را به فلانى بدهيد ، يا زيتون نجسى دارد و وصيت مىكند كه : پس از مرگ من آن را به فلانى بدهيد تا در جهت روشن كردن آن در زير آسمان [ و الّا وصيت مشروع نيست و منعقد نمىشود ] استفاده كند .
هامش
( 1 ) تذكره ج 2 ص 479 .