همانگونه كه سيرهء گروهى از گچپزان و كورهداران است كه براى پختن گچ خام از آتش درست كردن از عذرهء حيوانات استفاده مىكنند و اين يك فائدهاى است هرچند ناچيز .
نكته : مرحوم شهيدى در حاشيه بر مكاسب ص 30 از قول فاضل نراقى در مستند آورده است كه : استفاده از استخوان حيوانات مرده و از عذرهء حيوانات حرام گوشت در جهت وقود و آتش درست كردن بهمنظور طبخ گچ دو نوع بوده :
1 - اين عذره يا استخوان يا هيزم را بالاى گچها نهاده و آنها را آتش كرده و مىسوزانيدند و بدينوسيله گچ را مىپختند و اين شيوه در بعض از بلاد عرب متعارف است .
2 - هيزم يا موادّ سوختنى مذكور را در زير كورهء گچپزى گذاشته و آتش مىكردند تا گچها پخته شود و اين شيوه در اكثر بلاد عجم رائج است ، و واضح است كه شيوهء اوّل همراه است با مخلوط شدن مقدارى از اجزاء هيمه و عذره با مقدارى از گچ ولى شيوهء دوّم اين ملازمه را ندارد چون زير ظرف مخصوص قرار داده شده و به گچ تماس ندارد . ]
قوله : كما يدلّ : شاهد بر اينكه بعض گچپزان از عذره براى احراق و آتش درست كردن استفاده مىكردند اينست كه در پارهاى از روايات از اين مطلب سئوال شده منجمله اينكه از امام ( ع ) مىپرسند : مقدار گچى است كه بر روى آن آتشى از عذره برافروختهاند [ مبناى سئوال بر همان شيوهء اوّلى است كه روش بعضى بلاد عرب بوده و لذا كلمهء عليه را كه بر استعلاء دلالت دارد آورده . ]
و يا از استخوان حيوانات مرده استفاده كرده و گچها را پختهاند [ و قهرا اين نجاسات با گچ تماس داشته و معمولا قدرى رطوبت هست و ملاقى نجس نجس
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 289
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٩