تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
افتاده باشد عرفا مىگويند : اين وسيله كه ديگر كارآئى ندارد و قابل استفاده نيست و فايده‌اى ندارد درحالىكه بلاشك از اجزاء آن در جهات غيرمقصوده مىتوان استفاده كرد ولى اينها عند العرف كالعدم محسوب مىشود و خطابات شرعيه هم كه منزّل و ملقى الى العرف است . با اين محاسبه مىگوئيم : آنكه در روايات تحريم ميته ، منهى عنه است مطلق استعمالات نيست بلكه خصوص انتفاع به ميته در جهات مقصوده است . [ كاشف الغطاء نيز همين را مىگفت ولى با اين فرق كه وى ساير انتفاعات را موضوعا انتفاع دانسته و حكما حرام نمىدانست و ما اينها را با تنزيل و تسامح مذكور اصلا انتفاع نمىدانيم . ] و منظور از منافع مقصوده عبارتست از آندسته منافعى كه عند العرف و العقلاء غرض اصلى از تملّك يك شيئى مىباشد ، يعنى محرّك و باعث و انگيزهء عقلاء از اشتراء و تملك آن شيئى نوعا رسيدن به آن منافع است و منافع جنبى معمولا مورد نظر نيست اگرچه گاهى شخص خاصّى براى غرض خاصى آن شيئى را تملك كند ، در باب ميته هم منظور از منافع مقصوده همان امورى است كه هدف اصلى از تملك ميته است كه لو لا ميتويّت براى آن منظور خريدارى مىشد كه همان جهت اكل باشد و حالا كه ميته است اين انتفاع حرام است نه ساير انتفاعات ، البته غرض نوعى اكل است اگرچه احيانا شخص خاصى براى اهداف خاصه‌اى اين لحوم را خريدارى كند . مثلا گوشت را براى اكل نمىخرد بلكه براى اطعام پرندگان و درندگان و . . . خريدارى مىكند ولى شخص ملاك نيست و نوع ملاك است . كما اينكه هدف اصلى از خريدن گلاب عبارتست از معطر كردن شربت - خوردنى - استفاده از آن در مجالس - معطر كردن و . . . و نوع مردم گلاب را براى آن مىخرند . ولى حالا فرد خاصى در اثر اينكه از مترفين و ملاء هست يا بخاطر دواعى