اجتنبوه وجوب اجتناب مطلق و از هرگونه انتفاعى است . و در هرحال مطلوب ما را مىرساند كه اصل اوّلى حرمت انتفاعات است .
5 - آيهء هجر :
وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ .
كيفيت استدلال : از طرفى رجز به معناى رجس و رجس به معناى نجس العين است .
از طرف ديگر فاء تفريع مفيد عليت است ، يعنى چون رجس است بايد دورى كنى پس هر رجسى واجب الهجر است .
و از طرف سوّم وجوب هجر را به خود رجز يا رجس و عين خارجى نسبت داده كه معنايش اينست كه دور اين را خط بكش و اساسا از رجز بطوركلى دورى كن و اين نمىشود مگر به اجتناب از جميع انتفاعات آن ، و يا حذف متعلق مفيد عموم است يعنى بطوركلى و بقول مطلق بايد هجرت كنى و از رجز فاصله بگيرى ، و هو المطلوب كه هرگونه انتفاعى حرام است .
6 - تعليلى كه در روايت تحف العقول آمده كه اوّل فرموده : او شيئى من وجوه النجس ، يعنى عناوين نجسه هم تجارت با آنها حرام است بعد حرمت بيع را معلل كرده به اينكه : چون اكل و شرب و نگهدارى هرگونه تقلب و تصرفى در آنها حرام مىباشد ، كه شاهد در همين حرمت امساك و جميع التقلبات است يعنى اصل اوّلى بر حرمت هرنوع انتفاعى است الّا ما خرج بالدليل .
7 - اخبار خاصه و عامّهاى كه سابقا خوانديم و دلالت داشتند بر اينكه بيع نجس العين جايز نيست مثل : ثمن العذرة سحت ، ثمن الكلب سحت ، انّ الله اذا حرّم شيئا حرّم ثمنه و . . .
كيفيت استدلال : علت حرمت بيع نجس العين يا اينست كه خود نجس بودن موضوعيت دارد و تعبدا چون نجس العين است بيعش حرام است چه جايز الانتفاع باشد يا نه ، و يا اينست كه چون محرّم الانتفاع است لا يجوز بيعه .