بعد فرموده : چرب كردن چهارپايان مبتلا به مرض گرى هم مثل صابون درست كردن آنست [ يعنى فائدهاى است كه متوقف بر طهارت نيست و بيع بدان منظور هم جايز است ، با اينكه اين فائده مروى هم نيست . ]
پس به نظر شهيد اوّل بيع روغن نجس براى ساير انتفاعات مباحهء مقصوده هم جايز است . سپس محقق ثانى فرموده : به عقيدهء ما هم باكى نيست بر كسى كه رأى شهيد اول ره را اختيار كند و بگويد چنين بيعى جايز است . پس تنها ما نيستيم كه مجوّز اين بيع هستيم بلكه محقق ثانى و شهيد اول هم مجوّزند .
قوله : اقول : شيخ اعظم مىفرمايد : منظور از روايتى كه هم شهيد فرموده : و هو مروّى ، و هم محقق ثانى فرموده : و قد ذكر انّ به رواية ، آن حديثى است كه مرحوم فضل الله بن على بن هبة الله راوندى در كتاب نوادر [ نوادر معمولا به كتابهائى گفته مىشود كه در آن احاديث غير مشهوره گردآورى شده يا بر احكام غير متداوله مشتمل است ، يا بر فتاواى استثنائيه و مستدركه مشتمل است و در كتاب ارزشمند الذريعة در حدود دويست كتاب به نام نوادر استخراج كرده است . ] به سند خودش از امام هفتم موسى بن جعفر ( ع ) نقل كرده است .
و مرحوم شيخ محلّ شاهد را آورده و آن اينكه : از امام هفتم در مورد شحم « پى » سئوال شد كه اگر حيوانى كه خون جهنده دارد [ و ميتهء آن نجس است ] در ميان پى بيفتد و در آنجا بميرد چه بايد كرد ؟ حضرت فرمودند : آن را مىفروشى به كسى كه از آن صابون مىسازد . « 1 »
و بقول مرحوم شهيدى در حاشيه : منظور از مروّى اشاره است به حديثى كه در دعائم الاسلام از مولى على ( ع ) در مورد روغن زيتون نجس نقل شده كه :
يعمل به الصابون ان شاء ، منتهى سخن از بيع ندارد و اصل جواز انتفاع را
هامش
( 1 ) مستدرك الوسائل ج 13 ، ص 73 ، باب 6 من ابواب ما يكتسب به ، حديث / 7 .