كه بخواهيم از آنها در جهت اكل و شرب و هرآنچه متوقف بر طهارت است [ كالوضوء و الغسل ] استفاده كنيم [ مفهوم كلام اينست كه امّا اگر بخواهيم از ظروف در غير جهات مذكور استفاده كنيم تطهير آنها لازم نيست و بدون آن هم انتفاع جايز است . يعنى باز الاصل الجواز . ]
قوله : و سيأتى : ذيلا در نكتهء پايانى بحث از اصل در متنجّس و قبل از ورود به اصل در نجس العين از زبان محقق ثانى ره در حاشيهء ارشاد در مسئله انتفاع به رنگ نجس مطالبى خواهيم آورد كه دالّ بر اينست كه : عند الاكثر انتفاع از رنگ نجس حتى در جهت منافع مقصودهاش متوقف بر طهارت نيست و بدون آن هم انتفاع جايز است [ و اگر اصل اولى بر حرمت بود بايد انتفاع از رنگ نجس جايز نباشد . ]
قوله : و فى المسالك « 1 » : آخرين و مفصلترين عبارت در ما نحن فيه كلامى است از شهيد ثانى در مسالك : مرحوم محقق اول در شرايع فرموده : و هر مايع نجس غير از روغنهاى نجس بيعش ممنوع است .
[ نكته : در اينجا دو مطلب است :
1 - جواز انتفاع .
2 - جواز بيع ، در عبارت شهيد ثانى بيع منع شده است ولى ما فعلا در بيع بحثى نداريم و در اصل جواز انتفاع بحث داريم و سه مورد از كلام شهيد شاهد مطلب ما است . ]
مرحوم شهيد ثانى در شرح اين عبارت در مسالك فرموده : عند الاصحاب و به تصريح آنان در عدم جواز بيع ما عدا الا دهان فرقى نيست بين اينكه بگوئيم :
اينها قابل طهارت نيستند يا بگوئيم قابل طهارت هستند . [ درهرحال بيعشان
هامش
( 1 ) مسالك ج 3 ص 119 .