الاجتناب ، آنگاه در ما نحن فيه به صورت قياس شكل اوّل منطقى مىگوئيم :
كل متنجّس رجس من عمل الشيطان « صغرى » و كلّ رجس من عمل الشيطان واجب الاجتناب « كبرى » فكل متنجس واجب الاجتناب « نتيجه » پس بايد از متنجس اجتناب كرد ، و حيث اينكه در آيه متعلق اجتناب ذكر نشده كه از چه جهت بايد اجتناب كرد ؟ از اكل يا منافع ديگر ؟ حذف متعلّق مفيد عموم است ، يعنى از متنجّس مطلقا بايد اجتناب كرد و هيچگونه انتفاع به آن جايز نيست . و هو المطلوب ، و اين آيه با بيان مذكور سدّى و مانعى در برابر آن اصل و قاعده مىشود .
مرحوم شيخ در مجموع سه جواب از اين استدلال مىدهند :
جواب اوّل :
قوله انّ الظاهر : ما يك رجس ذاتى داريم كه منحصر در عناوين نجسه است و آنها همان نجاسات دهگانهاى هستند كه در كتاب طهارت بيان شده ، و يك رجس عرضى داريم كه در اعيان متنجسه است كه ذاتا رجس و پليد نبوده و بالعرض و در سايه ملاقات با نجس چنين شده ، آنگاه متبادر به ذهن از كلمهء رجس همان رجس ذاتى است ، و رجس عرضى را شامل نيست .
پس آيه دليل بر خلاف قاعدهء ما نيست در متنجسات [ مضافا به اينكه بر فرض ظهور در رجس ذاتى نداشته باشد لااقل مجمل بوده و قدر متيقن از آن به حكم عقل رجس ذاتى خواهد بود . ]
جواب دوّم :
قوله : مع انّه : اگر بگوئيم : رجس در آيه متنجّسات را هم شامل مىشود يك لازمى دارد كه قابل التزام نيست ، و آن اينكه : مستلزم تخصيص اكثر است زيرا كه اكثر
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 227
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٢٧