افضل الفردين مطلق آمده نه براى انحصار در آن . پس باز هم مطلق را حفظ كرده و در ظاهر مقيد تصرف كرديم و تنافى رفت .
د : از ظهور مرسله در مولوى بودن [ كه اصل اوّلى در اوامر شرعى است ] رفع يد كرده و آن را بر ارشاد ندبى حمل كنيم و بگوئيم : استصباح مطلقا جايز است منتها مرسله كه مىگويد : تحت السماء باشد در حقيقت ارشاد به حكم عقلى است يعنى ارشاد به اينست كه : مبادا سقف منزل متأثر شود ، و غرض ابقاء السقف على طهارته است .
البته تأثر سقف گاهى منظور كثيفى و سياه شدن آنست و گاهى منظور نجس شدن آنست كه در اينجا همين دوّمى مراد است و امام ( ع ) ارشاد مىكند به اينكه :
مبادا زير سقف استصباح كنيد و در نتيجه سقف نجس شود و شما به زحمت بيفتيد كه احيانا دست تر به سقف زديد نجس شود اگر بارانى آمد و آب چكّه كرد فرش و لوازم ديگر منزل نجس شود و . . . و اسباب دردسر شما فراهم آيد . باز هم نتيجه اينست كه استصباح مطلق جايز است ، و مرسله هم ارشاد به امر مذكور است .
و اگر كسى خواست اين زحمت را متحمل شود ديگر مانعى از استصباح تحت السقف نيست .
قوله : بناء : اگر ارشاد به نجس شدن سقف باشد اين سئوال مطرح مىشود كه مگر دود شىء نجس هم نجس است ؟ مىفرمايد : نجس بودن دخان النجس بنابراينست كه ما از مرسله اين معنى را استفاده كنيم و بگوئيم : مرسله دلالت مىكند بر نجاست دخان نجس .
[ به اين بيان : مرسله بر وجوب استصباح تحت السماء و حرمت آن تحت السقف دلالت دارد ، و از طرفى تعبدى محض بودن اين حكم هم بعيد است ، پس بناچار بايد ارشاد به امر ديگرى باشد و امر ديگر منحصر است در
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 210
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢١٠