اطلاقاتى داشتيم كه سندها تامّ بود از لحاظ دلالت هم در مقام بيان بود و هيچ قرينهء برخلافى هم نبود صد البته به همان اطلاقات تمسك كرده و فتوى مىدهيم به جواز استصباح مطلقا يعنى چه تحت السماء و چه تحت السقف .
ان قلت : آيا مرسلهاى كه از شيخ در مبسوط نقل شد [ و مقيّد بود به اينكه تحت السماء باشد نه در زير سقف ] نمىتواند قرينهء خارجيّه و مقيّد منفصل باشد و ببركت او مطلقات را تقييد كنيم ؟
قلت : متأسّفانه خير ، زيرا كه مرسله عندنا اعتبارى ندارد .
ان قلت : اين مرسله جابر دارد كه ضعف سندش را جبران مىكند و آن شهرت محصّله [ كه خود ما تحصيل شهرت كرده و يقين داريم كه مشهور موافق با محتواى مرسله هستند ] و اجماع محكّى [ كه خود تحصيل اجماع ننمودهايم ولى ابن ادريس براى ما آن را نقل و گزارش كرده است ] آيا با جبران ضعف سند هم صلاحيّت مقيديّت را ندارد ؟
قلت : اوّلا ما اصل انجبار را قبول نداريم زيرا كه ما يك شهرت عمليه داريم و يك شهرت فتوائيه شهرت عمليه آنست كه مشهور فقهاء به حديثى عمل نمايند و به استناد آن فتوائى صادر كنند كه يقينا مستند فتواى آنان همين روايت بوده .
شهرت فتوائى عبارتست از مجرّد اشتهار فتوائى در نزد فقهاء بدون آنكه مستند و مدركى داشته باشد و گرنه شهرت مدركى مثل اجماع مدركى ارزش نخواهد داشت .
حال آن شهرتى كه ضعف سند را جبران كند همانا شهرت عمليه است و آن شهرتى كه در مورد بحث وجود دارد همانا شهرت فتوائيه است [ زيرا كه گروهى از مشهور به استناد نصّ و مرسلهء مذكور تعبدا فتوى به حرمت استصباح تحت السقف دادهاند و گروهى به استناد اينكه دود شيئى نجس ، نجس است و موجب ، تنجيس سقف مىشود به حرمت آن فتوى دادهاند نه به صرف تعبّد ، پس
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 208
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٠٨