تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
مستند همه مرسله نيست ] و شهرت فتوائيه ضعف سند را جبران نمىكند ، فما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد . و ثانيا بر فرض كه بپذيريم كه حتى شهرت فتوائى هم ضعف سند را جبران مىكند يا ادّعا كنيم كه در ما نحن فيه شهرت عملى وجود دارد تازه بعد اللتيا و الّتى به اين نتيجه مىرسيم كه مرسلهء مذكور هم حجّت و دليل است ، مطلقات صدر مسئلهء دهن متنجّس هم دليل هستند ، و ظاهرشان با يكديگر تنافى دارد ، تازه امر دائر مىشود بين يكى از چهار عمل : الف : بواسطهء مرسله مذكور مطلقات مذكوره را تقييد كرده و بگوئيم در آنها هم مراد واقعى ، استصباح تحت السماء است و به اطلاق آنها اخذ نمىشود . پس در ظاهر مطلقات تصرف كرديم . ب : جملهء خبريه‌اى را كه در مرسله آمده بود « يستصبح به . . . » كه در مقام انشاء بود و ظهور در وجوب مولوى تعبّدى تعيينى داشت از ظهور آن در وجوب تعيينى صرفنظر كرده و آن را بر وجوب تخييرى حمل كنيم يعنى بگوئيم : اين حديث صرفا براى بيان احد فردى الواجب آمده كه اگر حديث هم نبود باز عقل ما را مخير مىكرد بين استصباح تحت السقف يا تحت السماء و اين حديث هم فرد تحت السماء را بيان كرده و تخيير شرعى درست شده پس مطلقات به اطلاقش باقى مانده و از ظهور در تعيين در مرسله رفع يد شده و بر تخيير حمل شد و بالنتيجه تنافى مرتفع شد . ] ج : از ظهور مرسله در وجوب استصباح تحت السماء رفع يد نموده و بر استحباب مولوى و شرعى و تعبّدى حمل كنيم يعنى بگوئيم : استصباح مطلقا [ حتى در زير سقف ] جايز است ولى بهتر است در زير آسمان باشد مثل نماز در مسجد يا در منزل كه هردو صحيح و مجزى است ولى بهتر است در مسجد باشد و مثل عتق رقبة كه بهتر است رقبهء مؤمنه باشد و . . . و در حقيقت مرسله براى بيان