ديگرى و حرام فعلى آنست كه حرمتش بدرجهء فعليت و تنجّز رسيده و مخالفتش عقابآور است ، و شرط فعليّت و تنجّز علم است پس حرمت فعلى در موردى است كه مريد فعل حرام ، عالم به حرمت باشد و عمدا بخواهد حرامى را انجام دهد .
مثلا شخصى با علم و عمد مىخواهد حرام و منكرى را انجام دهد در اينجا اگر شما به او اعتراض كنيد و او را از اين كار ردع كنيد ايجاد مانع شده و وى حرام را ترك مىكند ولى اگر سكوت كنيد مانعى فرا راه او نخواهد بود پس سكوت شما از قبيل عدم المانع از ارتكاب حرام است .
سئوال : آيا چنين سكوتى جايز و روا است يا حرام و ناروا ؟
جواب : لاشك در حرمت اين سكوت و وجوب اعتراض و فرياد عليه آن منكر .
سئوال : حرمت سكوت و وجوب اعتراض از چه باب است ؟
جواب : از باب نهى از منكر كه مورد ادلّهء نهى از منكر همين مورد ارتكاب الحرام عن علم و عمد است طبعا وقتى از آن باب شد بايد شرائط آن باب نيز مهيّا و فراهم باشد فى المثل احتمال تأثير هم بدهد و . . . با وجود اين شروط ، نهى از منكر واجب و سكوت حرام مىشود و گرنه نه .
2 - و گاهى عدم المانع بودن كار شما همراه است با حرام فعلى نبودن كار فاعل مباشر ، يعنى حرمت در حق او به فعليت نرسيده در اثر اينكه فاعل ، جاهل است . و در حق جاهل تكليف ، فعلى و منجّز نيست مثل سكوت عالم از اعلام جاهل يعنى شخص عن جهل حرام واقعى را مىخواهد مرتكب شود و اگر بشود معاقبهاى نيست ولى اگر شما او را بياگاهانيد حتما از حرام منصرف مىشود و مانع از ارتكاب آن پيدا مىكند و اگر سكوت كنيد از قبيل عدم المانع لصدور الحرام عن الجاهل مىشود .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٩