اسلحه برداشته تا قصاص كند و يا خيال مىكند كه فلانى مهدور الدم است و ريختن خونش مباح است در حالى كه شما كه نظارهگر هستيد مىدانيد كه فلانى قاتل پدر او نيست ، فلانى محقون الدم است نه مهدور الدم و . . . در اينجا وظيفه داريد احقاق حق كرده و به شخص جاهل بفهمانيد كه دارد اشتباه مىكند و سكوت روا نيست .
2 - حق عرضى و آبروئى : شخصى از روى جهالت درصدد هتك حرمت انسان آبرومند و شريف و بيگناهى است ، به خيال اينكه او سرقت كرده ، بمگذارى كرده و . . . و مىخواهد او را به ديگران معرّفى كند و آبرويش را بريزد يا تهمت ناموسى بزند و . . . شما كه از واقع امر خبر داريد و مىدانيد كه فلانى اهل اين كارها نيست و انسان محترمى است و بىجهت متّهم شده نبايد دست روى دست گذاشته و سكوت نمائيد بلكه بايد سكوت را شكسته و مانع شويد از ريختن آبروى وى ، و سكوت در اينجا حرام است و بايد جاهل را از مركب جهل پائين كشيد و آگاهش كرد .
3 - حق مالى : شخصى از روى جهالت درصدد وارد كردن يك ضرر مالى به ديگرى است و شما اطلاع داريد در اينجا هم اگر سكوت كنيد بدون جهت آن ضرر مالى بر ديگرى وارد مىشود . باز سكوت حرام است و هركسى خبر دارد بايد اعتراض كند و جاهل را از اين كار بازدارد .
حال در تمام موارد حق الناس سكوت حرام و اعلام جاهل واجب است ، و اگر با اعلام و آگهاندن شما هم وى مرتدع و منصرف نشد و از كشتن بيگناهى يا هتك حرمت او يا اضرار مالى به او دست برنداشت شما وظيفه داريد اگر مى توانيد اقدام عملى كنيد و عملا جلو فساد را بگيريد و مثلا وى را خلع سلاح كنيد ، دست او را بگيريد و . . . بهرشكل ممكن اجازه انجام كار ندهيد .
بلكه اساسا در اين گونه موارد آنكه ابتدا به ساكن و اوّلا و بالذات واجب است
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 201
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٠١