همان ردع است چه همراه با اعلام باشد و چه نباشد ولى مىتوانيد جلوگيرى كنيد به طرف مىگوئيد : اسلحه را زمين بگذار ، يا اگر شليك كردى و شمشيرت را فروآوردى با من طرفى و . . . به زور جلو او را مىگيريد .
پس درحقيقت در اين گونه موارد اعلام موضوعيت نداشته و واجب نفسى نيست ، آنكه واجب است ردع از حرام واقعى است و اعلام هم بهعنوان اينكه مصداقى از مصاديق ردع است واجب مىشود و گرنه خصوصيتى ندارد . و گاهى حرام واقعى كه از جاهل صادر مىشود از قبيل حق الناس نيست بلكه حقى از حقوق الهى است .
فى المثل شخصى از روى جهل به حرمت و نجاست ، عصير عنبى را بعد از غليان و قبل از ذهاب ثلثين مىآشامد ، يا بدون اطلاع با لباس نجس نماز مىخواند ، يا طعام نجس را مىخورد و . . . و شما كه در كناريد و ناظر صحنه هستيد عالميد به اينكه فلانى ندانسته مرتكب خلاف شرع مىشود . حال آيا در اينجا سكوت كردن حرام است و فرياد زدن و اعلام واجب است يا خير ؟
مىفرمايد : از باب نهى از منكر كه واجب نيست ، چون آن ادلّه مربوط به منكر فعلى است و بر وجوب ردع از معصيت دلالت دارند . و در مورد جاهل معصيت فعلى نيست ، و امّا اينكه دلالت كنند بر وجوب اعلام جاهل به اينكه كار تو معصيت [ شأنى و اقتضائى نه فعلى ] و حرام مىباشد ، خير ادلّه نهى از منكر اينجا را شامل نيست .
آرى از باب ديگر و بهعنوان ديگر ممكن است سكوت حرام و اعلام واجب باشد و آن از باب ارشاد جاهل است كه اينهم دو شعبه دارد :
1 - جهل به حكم : يعنى شخص اصل حكم شرعى را از نجاست و حرمت و . . . نمىداند و ندانسته عصير عنبى را مىخورد و . . . در اينجا بر عالم اعلام واجب است ، امّا نه از باب اينكه معصيتى و حرامى صورت نپذيرد خير معصيت
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 202
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٠٢