تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
قبل از آن مقدمه‌اى را مىآوريم : منظور از علّت تامّه و سبب يا مقتضى و شرط و معدّ و عدم المانع چيست ؟ علّت تامّه آنست كه در او جميع اجزاء علّت فراهم باشد يعنى هرآنچه را كه در تحقق معلول دخيل است دارد و هرآنچه را كه مخلّ است ندارد و مقتضى و شرط و عدم المانع و معد همه را دارد و بديهى است كه وقتى علت تامّه آمد ، تحقق معلول حتمى و غيرقابل تخلّف است و با نبود علت تامه هم تحقق معلول محال است . يلزم من وجوده وجود المعلول و من عدمه عدم مقتضى يا سبب آنست كه من شأنه التأثير يعنى تأثيرگذارى از آن اوست ولى بشرطها و شروطها كه اگر باشند تأثير مىگذارد و الّا فلا مثلا نار مقتضى احراق است ولى مشروط بر اينكه مماسّ با جسم قابل اشتعال هم باشد يا شمشير برنده است مشروط بر اينكه تند و تيز باشد . شرط آنست كه خودش مؤثر نيست ولى مقتضى اگر بخواهد در وجود مقتضى اثر بگذارد و بايد اين شرط باشد مثل مماس بودن نار با فرش كه گفتيم . عدم المانع : خود مانع آن امرى است كه اگر آمد جلو تأثير مقتضى را مىگيرد و لذا نبود آن يكى از اجزاء علت تامّه است مثل رطوبت فرش كه مانع از احراق است و بايد از سر راه برداشته شود . [ فرق شرط و عدم المانع : شرط امر وجودى است و عدم المانع امر عدمى ، شرط وجودش معتبر است و مانع عدمش لازم است . ] و معدّ آنست كه نه خود مؤثر است و نه شرط التأثير است و تنها نقش معدّ اينست كه علت را به معلول نزديك مىكند و زمينه را براى تأثير علت فراهم مىآورد مثل كارى كه زارع انجام مىدهد كه بذر را در دل خاك پنهان مىكند ولى ايجاد زرع ديگر كار او نيست و فعل اللّه است با اسباب
[ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ . ]
با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم : در اينجا چهار امر وجود دارد :