مقيد نيست كه قبل از عقد باشد يا پس از آن ، [ مثل روايت موثّقهء ابى بصير ، روايت اسماعيل بن عبد الخالق . ]
قوله : و فى قوله : حالا بر فرض كه وجوب اعلام يك وجوب شرعى باشد آيا نفسى است يا غيرى و مقدّمى ؟ از اين بخش استفاده مىشود كه غيرى است .
بيان ذلك : در روايت معاوية بن وهب طبق نسخهء تهذيب آمده بود : يبيّنه لمن اشتريه ليستصبح به ، و در روايت ديگرش كه قبل از « الثانى » اشاره شد آمده بود :
بيّنه لمن اشتراه ليستصبح به ، و از ذكر غايت استفاده مىشود كه وجوب اعلام به اين منظور و براى رسيدن به اين هدف است نه اينكه نفسى و استقلالى باشد منتها در ظاهر تعبير ، غايت اعلان را استصباح ذكر كرده .
ولى شيخ ره مىفرمايد : غايت اصلى عدم الاكل است اى بيّنه لئلا ياكله ، يعنى منظور امام ( ع ) اينست كه اعلان كن تا مشترى در خارج در جهت اكل از آن استفاده نكند نه اينكه در خارج استصباح كند چرا كه بين غايت و ذى الغايه بايد ملازمهاى باشد و ميان اعلام و استصباح در خارج هيچ نوع ملازمهاى وجود ندارد :
نه ملازمهء شرعيه است كه حتما واجب باشد خارجا استصباح كند ، خير ممكن است به ديگرى هبه كند . نه ملازمهء عقليه است كه عقلا انفكاك استصباح از اعلان محال باشد كالشّمس و ضياء العالم ، و نه ملازمهء عاديه وجود دارد كه عادتا هرجا اعلان شد بدنبالش استصباح در خارج بيايد . بلكه شايد مىخرد تا به ديگرى بفروشد و . . . پس فائده اعلان استصباح خارجى نيست ، بلكه فائدهء آن منحصر كردن انتفاع در استصباح است ، يعنى اينكه روغن نجس انتفاع حلال ديگر ندارد و انتفاعاتش منحصر در استصباح است و حق انتفاع ديگر ندارى امّا اينكه بايد در خارج استصباح بكنى دليل ندارد ممكن است دور بريزد و . . . پس بين اعلان و
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 188
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٨