تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
وقتى فروختى به مشترى اعلان كن و بگو اين نجس است [ قبل از معامله يا بعد از آن اعلام كنى ] تا در نتيجهء اعلام ، مشترى از خوردن منصرف و در جهت اكل استفاده نكند ، بلكه در مسير استصباح استفاده كند . پس در روايات مسئله قصد الاستصباح به همان دليلى كه ذكر كرديم مطرح نيست . [ نكته : مرحوم شهيدى در حاشيه ص 25 فرموده : اقول هذه رواية اخرى له غير ما تقدم نقله و هى هذه عنهم عن احمد الميثمى عن معاوية بن وهب عن ابيعبد الله ( ع ) فى جرذ مات فى زيت ما تقول فى بيع ذلك ؟ فقال ( ع ) بعه و بيّنه لمن اشتراه ليستصبح به ، خلاصه آن روايت اوّل از چهار روايت صدر مسئله يك روايت از معاوية بن وهب بود و اينكه اينجا شيخ اعظم بدان اشاره فرمود روايت ديگرى است كه آورديم . ] قوله : الثانى : موضع دوّم راجع به اينست كه از برخى اخبار باب استفاده مىشود كه اعلام واجب است و بر بايع است كه به مشترى اعلام كند كه اين روغن نجس است [ و دليل وجوب ظهور صيغه را فعل در وجوب است كه فرمود : اعلمهم يا بيّنه ، و ظهور جمله خبريه در وجوب است كه فرمود : « و يبيّنه لمن اشتراه » و اگر ظهورش در وجوب آكد و اقوى نباشد لااقلّ مساوى با فعل امر است . ] حال كه اصل وجوب اعلام مسلّم شد سئوال اينست كه : آيا اعلام كردن مطلقا واجب است ؟ [ چه بايع علم داشته باشد به اينكه مشترى برحسب عادت در جهت اكل مصرف خواهد كرد ، و چه بداند كه در جهت استصباح مصرف مىكند ، و چه علم به هيچكدام نداشته باشد . ] يا مطلقا واجب نيست بلكه فى الجمله واجب است ؟ [ يعنى در فرض علم به انتفاع حرام عادتا . ] و در هريك از دو فرض آيا وجوب اعلام يك وجوب نفسى يعنى شرعى و تكليفى است كه ارتباطى به صحت معامله ندارد و بدون آن هم معامله صحيح است
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 185 | على محمدى خراسانى