تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
از عبارت فوق بتوانيم برداشت محقّق ثانى را بكنيم يا نه ، وى را مخالف مشهور بدانيم يا نه مهم نيست و مهمّ آنست كه عده‌اى از فقهاء « 1 » تصريح كرده‌اند به اينكه قصد استصباح داشتن معتبر نيست . قوله : و يمكن : در مجموع پيرامون لزوم قصد الاستصباح سه نظريه مطرح است : 1 - عده‌اى برآنند كه قصد مذكور معتبر است و بدون آن معامله باطل است . 2 - عده‌اى برآنند كه قصد مذكور شرط صحت نيست و بدون آن هم معامله صحيح است منتها بعدا اگر مشترى عالما و عامدا روغن نجس را در جهت استصباح مصرف كرد كار حرامى كرده و تكليفا گير دارد امّا وضعا مشكلى نيست . 3 - مرحوم شيخ انصارى با عبارت و يمكن در مقام تفصيل هستند و مىفرمايند : مسئله دو صورت دارد : 1 - گاهى منفعت محللهء مقصودهء روغن نجس منحصر در استصباح نيست مثلا در جهت صابون‌سازى و تطليه و . . . نيز مصرف مىشود كما سيأتى ، در اين فرض قصد خصوص استصباح لازم نيست . 2 - ولى گاهى منفعت حلال و اصلى روغن نجس منحصر در امر استصباح است . چنين فرض مورد بحث است و اين فرض خود داراى سه صورت است : صورت اوّل : استصباحى كه منفعت منحصر به فرد شده از جملهء منافع نادرهء روغن نجس است ، بگونه‌اى كه ماليّت و ارزش آن مورد ملاحظهء عقلاء نيست ، و منافع اصلى آن كه ملاك ماليت هستند تحريم شده‌اند مثل روغن بادام يا عصارهء بنفشه يا روغن گردو و . . . كه اصلىترين منافع آنها خوردن و . . . مىباشد و نه استصباح چرا كه در اثر گرانقيمت بودن آنها كسى رغبت نمىكند كه آنها را
هامش
( 1 ) كفاية الاحكام ص 85 ، حدائق ج 18 ص 90 و . . .