در حالى كه شما و ديگران به اين فتوى ملتزم نيستند پس آن كلام شما لازمى غيرقابل التزام دارد .
سپس جناب محشّى از اشكال خود جواب داده به اينكه : رنگ هم قابل تطهير است منتها بعد از خشك شدن .
[ منظور اينست كه اول جامه را با همان رنگ نجس رنگآميزى مىكنيم ، سپس وقتى جامه خشك شد و رنگ در او ثابت شد آن را با آب مىشوييم و نجاست از بين مىرود پس قابل تطهير است . ] و لذا رنگ متنجّس در منطوق كلام علامه داخل است و از امورى است كه لا بأس ببيعه و اين اشكال به ايشان وارد نيست .
سپس محقّق ثانى فرمود : اگر عصير [ عنبى ، تمرى ، زبيبى ] و مانند عصير [ آبهاى مضاف ديگر مثل آب ميوه و شير و . . . ] متنجّس شد آيا آن را به كافرى كه مستحلّ آنست و آن را حلال مىشمارد مىتوان فروخت يا نه ؟ [ ملاحظه مىشود كه در اين فراز سخن از بيع عصير عنبى متنجّس است چه به غليان نجس شود يا بوقوع نجاستى بر آن پس محقق ثانى نخستين كسى است كه بيع عصير را آورده اگرچه قبلا حرمت و نجاست آن مطرح بوده ] فرموده : فيه اشكال يعنى دو وجه است :
1 - جواز بيع .
2 - عدم جواز .
سپس خودش فتوى داده به اينكه : اقوى نزد من عدم جواز بيع است بدليل اينكه قرآن فرموده :
وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ .
« 1 »
بيان ذلك : اين آيه از اعانت و كمك يكديگر بر گناه نهى كرده و آن را تحريم
هامش
( 1 ) سورهء مائده / 2 .