نه اجماعى تا بتواند ضعف مرسلهء مذكور را جبران كند .
قوله : و امّا شهرة : و امّا اينكه قبل از اجماع مذكور ادعاى شهرت عمليّه شد و از اين راه خواستند ضعف و قصور حديث را جبران كنند ، اينهم چندين جواب دارد :
1 - شهرت مذكور ، شهرت بين متأخرين از شيخ طوسى است و چنين شهرتى ارزش ندارد تا جابر قصور حديث باشد و بايد شهرت قدماييه باشد .
[ نكته : فرق شهرت قدماييه و شهرت نزد متأخرين در اينست كه : قدما متعبد به افتاء برطبق نصوص بودند و لذا از شهرت ميان آنها ما مطمئن به نص معتبرى مىشويم و ارزش دارد . ولى متأخرين چنين تعبدى را ندارند بلكه بناء آنها بر اينست كه به آنچه كه انظار و اجتهاد است حدسيّهء آنان به دو منتهى شد فتوى مىدهند و طبعا چنين چيزى كاشف از تلقّى حكم از معصومين نيست . ]
2 - بهويژه كه كثيرى از قدماء [ كه قبلا برشمرديم ] مخالفت كرده و فتوى به منع دادهاند پس با شهرت نزد متأخرين معارض مىشود كه يا راجح است يا معادل و به معارضه ساقط مىشود .
3 - عمومات بيع كلب كه خيلى هم زياد است در مقام حاجت وارد شده وسايل نياز داشته كه حكم را بداند تا عمل كند و در چنين مقامى امام فقط كلب صيد را استثناء كرده و اگر غير از آن هم جواز بيع داشت حتما بيان مىكرد و گرنه تأخير بيان از وقت حاجت پيش مىآيد و آن هم قبيح است .
4 - كتب مشهوره و معتبرهء حديثى هم از اين روايت مرسلهء خالى است و حتى خود مرحوم شيخ طوسى ره كه آن را در كتاب فقهى و فتوايى خود يعنى مبسوط آورده در دو كتاب حديثى خود يعنى تهذيب و استبصار نياورده است . پس به هيچوجه چيزى كه قصورهاى حديث را جبران كند نداريم .
قوله : و امّا حمل :
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤٧