از فقهاء و بلكه روايات تنها كلب صيد را ذكر كرده و بيعش را تجويز كردهاند ؟
جواب : اگر اين دعواى اتفاقها صحيح باشد [ كه بعد ردّ خواهد شد ] خواهيم گفت : اينها قرينه مىشوند بر اينكه : كلام آن دسته را كه تنها كلب صيد را آوردهاند ، بر مثال حمل كنيم و بگوييم : هدف اصلى اينست كه : هر كلبى كه داراى منافع محللهء مقصوده باشد بيعش جايز است منتها آقايان كه كلب صيد را آوردهاند صرفا از باب مثال براى آن كبراى كلى است و گرنه اختصاصى به كلب صيد ندارد .
د : قوله : كما يظهر : آقاى ابن زهره در غنيه عبارتى دارد كه از آن هم مثال بودن كلب صيد روشن مىشود و آن اينكه : ايشان ابتداء يك شرط اساسى را در مبيع معتبر كردهاند و گفتهاند : مبيع بايد داراى منفعت محللهء مقصوده باشد .
سپس فرمودهاند : با اين قيد احتراز كرديم از چيزهايى كه انتفاع به آنها حرام است .
سپس فرموده : همهء نجاسات در اموريكه داراى منفعت محرّمه باشند داخلاند مگر آن نجسى كه به دليل خاص خارج شده ، سپس مثال زده به كلب آموخته شده براى شكار و به روغن زيتون نجس براى استصباح و ايجاد روشنايى در زير آسمان كه منافع محللّه دارند از قبيل صيد و استصباح و بيعشان جايز است .
حال پيداست كسى كه اوّل ضابطه را ذكر مىكند سپس نمونه مىآورد صرفا از باب مثال است و اختصاصى به نمونههاى مذكور ندارد و هر چيزى داراى آن ملاك كلى باشد بيعش جايز است پس كلاب ثلاثه نيز بيعشان جايز است چون داراى منافع محلّله هستند .
ه : قوله : و من المعلوم : خود مرحوم شيخ اضافه مىكنند كه : قطع نظر از بيع ، جواز انتفاع از كلاب
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤٢