امّا سندا : روايت مرسله است و راوى آن معلوم نيست تا بدانيم كه مورد وثوق هست يا نه و مرسله عند الاماميه ارزشى ندارد مگر مرسلهاى كه مرسل آن لا يرسل الّا عن ثقة مثل مراسيل ابن ابى عمير . . . كه در جاى خود بحث شده .
و امّا دلالة : نقل يك خبر به چهار شكل متصور است :
الف : نقل به لفظ ، يعنى عين الفاظ امام ( ع ) را براى ما نقل كند .
ب : نقل به معنى ، يعنى معانى كلام را به لفظ ديگر كه مرادف لفظ امام است نقل كند . مثلا امام فرموده : ذهب ، ناقل بگويد : مشى ، يا فرموده : هلّم ، و او مىگويد : تعال ، و . . .
ج : نقل به ترجمه : يعنى كلام امام را به زبان عربى است به لغت ديگر ترجمه كند مثلا امام فرموده : ذهب ، او در مقام نقل مىگويد : رفت ، و . . .
د : نقل مضمون : يعنى برداشت خود را از سخن امام ( ع ) بازگو كند كه مراد امام ( ع ) به نظر من فلان بود ، يا ماحصل فرمايش امام اين بود و . . .
حال از اين اقسام ، سه قسم اول ارزشمند است ولى قسم رابع اعتبارى ندارد و ادلّه حجيت خبر واحد اين قسم از نقل را كه حدسى است نه حسّى شامل نيست .
چون ما مخلص كلام امام هستيم نه مريد استنباط راوى ، و مع الأسف ما نحن فيه از قسم رابع است زيرا كلمهء كذلك دارد كه برداشت راوى است و گفته :
اينها هم بيعش جايز است . و لذا ارزشى ندارد . پس بيع اين كلاب مجوّزى ندارد .
قوله : المنجبر : در قدم دوم : مرحوم شيخ تمام سعى خود را مىكنند براى اثبات جواز بيع كلاب ثلاثه و شواهدى چند مىآورند :
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤٠