حراست از گله يا از باغ و بوستان و يا از زراعت است ، آيا چنين سگهايى خريد و فروش دارند يا نه ؟ دو دسته اقوال و آراء در اين باب هست :
1 - بعض از فقهاء ادّعاى كردهاند كه : اشهر بين قدماء قول به منع است يعنى بيشتر آنان فتوى به عدم جواز دادهاند « 1 » .
مرحوم شيخ مىفرمايد شايد اين قايل مسأله اشهريّت منع را از اينجا استفاده كرده كه ديده : اخبارى كه جواز بيع را به كلب صيد منحصر كرده [ قبلا هفت روايت ذكر شد . ]
در ميان محدثين و علماء حديث از قبيل مرحوم كلينى ، مرحوم صدوق پدر [ على بن بابويه ] و صدوق پسر [ محمد بن على ] و محدثين قبل از اينان ، مشهور است و همه اين اخبار را نقل كردهاند ، و نهتنها محدثين بلكه در ميان اهل فتوى هم مسأله مشهور بوده .
و بزرگانى از قبيل شيخ مفيد ، قاضى ابن براج ، سيد بن زهره ، ابن سعيد حلّى ، محقّق اوّل هم به منع فتوى دادهاند و نهتنها اين عده منع كردهاند بلكه از ظاهر خلاف شيخ طوسى و غنيهء ابن زهره ادّعاى اجماع بر منع بدست مىآيد ، اينها باعث شد كه بعض فقهاء ادّعا كنند كه الاشهر بين القدماء المنع .
2 - مشهور ميان شيخ طوسى و متأخرين از ايشان قول به جواز بيع است ، چه اينكه از قدماء هم ابن جنيد اسكافى فتوى به جواز داده آنجا كه فرموده :
خريد و فروش سگ شكار و سگى كه حارس و پاسبان گله و زراعت باشد جايز است سپس فرموده : غير از سگ شكار و سگ حارس و نگهبان در ساير سگها خيرى و نفعى نيست [ پس بيع ندارند . ]
شيخ انصارى ره مىفرمايد : اگر ما فراز قبلى كلام ابن جنيد را قرينه بر فراز بعدى قرار دهيم بايد بگوييم : مراد از كلمهء حارس در فراز بعدى هم كلب ماشيه
هامش
( 1 ) مستند الشيعه ج 2 ص 334 ، مناهل ص 276 .