خلق اللّه ، در آن پديدار است ؛ غرض آفرينش عالم از آن تكميل مىشود « 1 » ؛ و هرگز مرد امّى از ميان طبقات امى نمى تواند چنين كتابى تدوين و ترتيب نمايد . كتابى كه با وجود تكفّل علوم و هدايات ، نواى فصاحت و بلاغت ؛ طرز بيان جامع و تأثير دل انگيز ؛ امواج بحرآسا ؛ سلاست و روانى سهل و ممتنع ؛ تفنّن اساليب ، شكوه شهنشاهى ؛ لذّت و حلاوت آن ؛ تمام جهان را به مقابله دعوت نموده .
از آن هنگام كه قرآن عظيم از جمال جهان آراى خويش پرده برافگنده ، و فرزندان آدم را به خود شناسا گردانيده ، بر جهانيان ثابت نموده كه فرخنده كلام خداى پاك است ؛ و چنان كه همگان عاجزند ، و نمى توانند زمينى چون زمين خدا ( ج ) و خورشيدى بسان خورشيد خدا ( ج ) و آسمانى مانند آسمان خدا ( ج ) پديد آرند ؛ همچنان نمى توانند قرآنى بسان قرآن خدا ( ج ) به وجود آرند !
مردم به غرض امحاى قرآن سازش ها خواهند نمود ؛ مكرها خواهند كرد ؛ از شوق مقابله خود را به هلاك خواهند افگند ؛ از بزرگترين قواى جهان يارى خواهند جست ؛ از هيچگونه فريب و مكر دريغ نخواهند كرد ؛ خود ديگران را به مصيبت خواهند افگند ؛ خلاصه ، هر نوع رنج و مصيبت را متحمّل خواهند شد ؛ امّا ، به هيچ صورت كوچكترين سورتى مانند قرآن آورده نخواهند توانست « 2 » :
« قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً »
( بنى اسرائيل ، ركوع 10 ) درين باره ، رسالهء كوچكى بنام اعجاز القرآن نگاشته ايم ؛ هركه خواهد مطالعه كند .
بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ
بلكه تكذيب كردند چيزى را كه فرانرسيده اند به دانش وى ؛
تفسير : اطلاق « مفترى » به قرآن نه از روى خرد ، بل نتيجهء جهل و سفاهت و عدم تدبّر است . آنها را تعصّب و عناد نمى گذارد كه در حقايق و وجوه قرآن از صميم قلب غور كنند . چون نتوانستند از قصور انديشه قواى عقلى خويش را درست به كار اندازند ، و به دلائل و شگفتى هاى قرآن خوب پى برند ، به تكذيب آن آغاز نمودند .
هامش
( 1 ) . به واسطهء آن تحقّق پيدا مىكند ؛
( 2 ) . بخواهند توانست كه بياورند :