شرارت خويش استوارند ، خدا همه را مى شناسد ؛ در موقع « 1 » ، به آنها سزا مىدهد .
وَ إِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ
( 41 )
و اگر تكذيب كنند ترا ، پس بگو : مراست عمل من ، و شماراست عمل شما ؛ شما بيزاريد از آنچه من مى كنم ، و من بيزارم از آنچه شما مى كنيد .
تفسير : اگر بعد از شنيدن اين همه دلايل و براهين نيز به تكذيب تو پردازند ، بگو : من وظيفهء خويش را به پايان رساندم ، شما تبليغ مرا نمى پذيريد ؛ پس ما را راهى است ، و شما را راهى ؛ شما مسئول كردار خوديد ، و من مسئول كردار خود ؛ هركه به كيفر كردارش مى رسد .
حضرت شاه نگاشته : معاذ اللّه ؛ اگر در تبليغ حكم الهى ( ج ) خطا كرده باشم ، من گنهكارم ؛ اگر من آن را به درستى و راستى آورده ام ، گناه انكار شما بر شماست . به هرحال ، اگر احكام الهى را بپذيريد ، به هيچ صورت زيانى به شما نرسد .
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ ( 42 ) وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ
و از ايشان كسى هست كه گوش مى نهند بسوى تو ؛ آيا تو مى شنوانى كران را ، و اگرچه درنمى يابند ؟ !
و از ايشان كسى هست كه مى نگرد بسوى تو ؛ آيا تو راه مى نمائى كوران را ،
هامش
( 1 ) . به موقع ،