تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
( 35 ) پس چيست شما را ؟ ! چگونه حكم مى كنيد ؟ ! تفسير : بعد از يادآورى « مبدأ » و « معاد » وسايط رهنمائى ذكر مىشود . يعنى ، چنان كه به وجودآرندهء بار اوّل و زنده كنندهء بار دوّم خداى متعال است ، رهنماى صحيح معاد نيز جز حضرت او كس نيست . آفريدگان ، چه خرد باشند و چه بزرگ ، همه به رهنمونى وى نيازمندند ؛ همگان بايد بر هدايت وى رفتار كنند . بتى مسكين ، كه با وجود رهنمائى ديگران قدرت رفتن ندارد ، در چه شمار است ؟ ! بزرگترين نزديكان بارگاه ، انبياء و ملائكه ( ع ) نيز معترفند كه جز به عون و هدايت الهى ( ج ) قدمى برداشته نمى توانند « 1 » ؛ هدايت ايشان دربارهء بندگان سزاوار قبول است زيرا از بارگاه الهى مستقيما هدايت شده اند . منتهاى ستم و دور از انصاف است كه انسان حضرت رهنماى مطلق را ترك كند ؛ در طلب تكيه گاه باطل و ناچيزى برآيد ؛ و يا مثلا بر رهنمونى « احبار » و « رهبان » و مهنتان ( درويشان جاهل ) كوركورانه رفتار كند !
وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً
و پيروى نمى كنند بيشتر از ايشان مگر گمانى را ؛ بدرستيكه گمان بى نياز نگرداند كسى را از حق چيزى ، تفسير : چون معلوم شد كه « مبدى » و « معيد » و « هادى » تنها ذات اقدس الهى است ؛ كسانى كه بر خلاف وى به راه شرك پويان اند ، بسنجند كه چه دليل و برهان دارند كه براساس آن مسلك قويم و قديم توحيد را مى گذارند و در چاه ضلالت سرنگون مى شوند ؟ حقيقت اين است كه غير از ظنون و اوهام و سخنان ناسنجيده ، چيزى در دست ندارند . بديهى است . سخنان
هامش
( 1 ) . قدمى نمى توانند بردارند ؛