تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً
( 18 ) بازوهاى خود را بر عتبهء دروازه ؛ اگر اطّلاع يا بى بر ايشان ، البتّه روبگردانى از ايشان به طريق گريختن ؛ و ( هر آئينه ) پر كرده شوى از ايشان از روى ترس . تفسير : گويند : در اثناى خواب چشم هايشان گشاده بود ؛ و اين خواب دراز بر وجود آنها اثر ناگوار ننمود . چشمان ايشان به اين سبب باز بود كه اگر كسى اين وضعيّت را بنگرد ، پندارد كه بيدارند . حق تعالى به وجود آنها چنان هيبت و عظمت ، و در آن غار دهشت گذاشت ، كه تماشاگاه مردم واقع نشوند و ناآرام نگردند . سگى هم داشتند كه به ايشان مأنوس بود ، و صحبتشان « 1 » در آن سگ نيز اندكى اثر كرد ؛ به قسمى كه صدها سال زنده ماند . اگرچه نگه كردن « 2 » سگ بد است ؛ ليكن در ميان هزاران بد يكى خوب هم مىتواند پيدا شد ، سعدى مى فرمايد :
پسر نوح با بدان بنشست * خاندان نبوّتش گم شد
سگ اصحاب كهف روزى چند * پى نيكان گرفت و مردم شد
وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَساءَلُوا بَيْنَهُمْ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا
و همچنين برانگيختيم ايشان را ، تا سؤال كنند در ميان خود ؛ گفت گوينده اى از ايشان : چه قدر درنگ كرديد ؟ گفتند : درنگ كرديم يك روز ، يا پارهء روز ! گفتند : پروردگار شما داناتر است به مقدار درنگ كردن شما ! پس بفرستيد
هامش
( 1 ) . مصاحبتشان ، همراهى شان ( 2 ) . نگاهدارى