وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً
( 14 )
و زمين است ؛ هرگز پرستش نمى كنيم بجز وى معبودى را ؛ هر آئينه گفته باشيم آنگاه سخن دور از عقل ( دروغ ) .
تفسير : هنگامى كه « رب » و معبود اوست ؛ ديگر كس را معبود گردانيدن بى خردى است . ربوبيّت و الوهيّت هردو مخصوص بارى تعالى است .
هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
( 15 )
اينها قوم ما هستند كه گرفتند بجز خدا معبودان ؛ چرا نمى آرند بر ثبوت آن معبودان دليلى واضح ؟ پس كيست ستمگارتر از كسى كه بربست بر خدا دروغ را ؟ !
تفسير : چنان كه موحّدين در توحيد الهى ( ج ) دلائل روشن و ثابت در دست دارند ؛ اگر مشركين در دعوى خود راست باشند ، چرا دليل واضح نمى آرند ؟ و هرگز دليلى آورده نمى توانند « 1 » ؛ چرا كه دروغ را حقيقت و اساسى نيست . دروغى بزرگتر ازين چيست كه در مقابل خدا ( ج ) شريك قرار داده شود ؟ !
هامش
( 1 ) . نمى توانند بياورند ؛