تفسير : حق تعالى ( ج ) بعد از سال هاى دراز آنها را بيدار كرد ، تا واضح گردد كه از جمله كسانى كه در مدّت خواب آنها اختلاف كردند ، نظر كدام يك مقرون به صواب است ؟ ظاهر است كه چون بعد از چنين خواب دراز ، آنها بيدار شدند ؛ طبعا بين خود خفتگان و نيز ميان ديگر بينندگان اختلاف برپا مىشود . كسى راجع به خواب آنان به مدّت كم ، و كسى به عرصهء درازتر نظريّه خواهد داشت ؛ كسى آن را اقرار « 1 » ، و كسى چنين حادثه را مستبعد دانسته ، از آن انكار خواهد ورزيد . بنابرآن ، غرض از بيدار كردن آنها اين بود كه كدام گروه راجع به ايشان به حقيقت صحيح مى رسد ؛ و از آن مسئله به حقيقت بعث بعد الموت پى مى برند ؟
زيرا اين موضوعى بود كه مردمان آن عصر در آن باره مناظره و مجادله مى كردند .
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً
( 13 )
ما مى خوانيم بر تو خبر ايشان را به راستى ؛ هر آئينه ايشان جوانى چند بودند كه ايمان آوردند به پروردگار خود ، و بيافزوديم ايشان را هدايت .
تفسير : يعنى ، درجهء بلندتر از ايمان برايشان ارزانى فرمود كه درجهء اولياء است .
وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ
و بستيم بر دل هاى ايشان ( يعنى ، استوار ساختيم ) ؛
تفسير : استوار و ثابت قدم نگه داشت كه سخن خود را واضح گفتند .
إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ
چون ايستادند ؛ پس گفتند : پروردگار ما همين پروردگار آسمانها
هامش
( 1 ) . اقرار خواهد كرد ، خواهد پذيرفت ،