نمودند در اثر آن ، به تدريج دهن غار بازگرديد .
امام بخارى بعد از ترجمهء « 1 » اصحاب كهف از « حديث الغار » بحث عليحده نموده ، و در آن قصّهء اين سه شخص را مفصّلا درج كرده ، و شايد به همين واقعه اشاره كرده است كه اصحاب رقيم ايشانند . طبرانى و بزّار به استناد حسن از نعمان بن بشير مرفوعا روايت كرده اند كه چون رسول اللّه ( ص ) « رقيم » را ذكر مى فرمود ، قصّهء اين سه شخص را بيان مى كرد ؛ و اللّه اعلم .
إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً ( 10 ) فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً
( 11 )
چون آرام گرفتند جوانان به غار ؛ پس گفتند : پروردگار ما ، بده ما را از نزد خود بخششى ، و آماده ساز براى ما در كار ما درستى ( راه يا بى ) .
پس پرده گذاشتيم بر گوش ايشان در غار سالى چند ( سال هاى شمرده شده ) .
تفسير : ايشان را چنان مست خواب راحت نمود كه سال هاى درازى در آن غار به خواب رفتند ، و گوش هايشان از شنيدن اخبار دنيا فارغ بود .
ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً
( 12 )
بازبرانگيختيم ايشان را تا معلوم كنيم كدام يك از دو گروه ياد داشته است مقدار مدّتى را كه درنگ كرده اند .
هامش
( 1 ) . شرح حال