كاميابى سرمدى نصيب كسانى است كه مسرّت فانى و بى ثبات دنيا را قربان خشنودى مولاى حقيقى خود مى كنند ، و در راه حق از هيچ سختى نمى انديشند ، و از تخويف و ترهيب جبّاران قوى و مقتدران عالم قدمشان نمى لغزد . به همين مناسبت ، قصّهء اصحاب كهف را بيان مى فرمايد .
رسول كريم ( ص ) را تسلّى داد كه : تو در غم آن بدبختان خود را ملول و اندوهگين مكن ؛ و به زندگى و عشرت دنيائى كه اين مردم به آن مغرور شده حق را پايمال مى كنند ، دل مبند ؛ زيرا ، زود باشد كه اين زندگى فنا پذيرد ؛ و اين دنيا تماما به يك ميدان هموار و خاره « 1 » تبديل گردد و بالآخر « 2 » ، بازگشت همه بسوى خداست ؛ و آن روز ، روز انجام تمام مخاصمه ها و مجادله ها خواهد بود .
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً
( 9 )
آيا پنداشتى كه هر آئينه اصحاب كهف و رقيم بودند از جمله نشانه هاى عجيب ما ؟ !
تفسير : اگر از نقطهءنظر قدرت عظيمهء الهى ( ج ) به قصّهء اصحاب كهف كه بعد از اين ذكرش مى آيد ، غور شود ؛ چندان حادثهء عجيب و حيرت انگيزى نخواهد بود . چه ، زمين و آسمان ، آفتاب و ماهتاب ، و غيره را خلق نمودن ؛ نظام متين آنها را نگه داشتن ؛ انسان ضعيف البنيان را بر همه فضيلت دادن ؛ از جملهء انسان ها انبيا را برگزيدن ؛ اقوام قليل و غيرمجهّز را در مقابل اقوام متكبّر و بااقتدار غلبه بخشيدن ، حضرت خاتم الانبيا و رفيق غار او حضرت ابو بكر صدّيق ( رض ) را از محاصرهء دشمنان نجات ، و در غار ثور سه روز پناه دادن ، و دشمنان ايشان را با وصف تعاقب « 3 » و رسيدن به دهن « 4 » غار ناكام گردانيدن ؛ و بالآخر ، يك عدّه مردمان بى خانمان و بى وسيلهء اعراب را در مدّت كمى بر تمام جزيرة العرب ، و بلكه بر اكثر حصص شرق و غرب دنيا ، غالب و منصور ساختن ؛ از وقائعى است كه نسبت به « قصّهء » اصحاب كهف به مراتب مهم تر و محيّر العقول تر مى باشد .
هامش
( 1 ) . خارا ، سنگ خارا
( 2 ) . بالاخره ،
( 3 ) . تعقيب ، ردّپا گرفتن
( 4 ) . دهانهء