مىشود ؛ مثل يهود كه عزير ( ع ) را « پسر خدا » گفتند ؛ و يا بعض مشركين كه ملائكة اللّه را دختران خدا خواندند . گويا ، در اين آيه ، مشركانى را كه براى خدا ( ج ) گمان اولاد مى كنند ، عموما ؛ و نصارى را خصوصا ؛ اخطار و تنبيه مى فرمايد .
ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لا لِآبائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً
( 5 )
نيست ايشان را به آن هيچ دانش ، و نه پدران ايشان را ؛ عجب بزرگ است سخنى كه بيرون مى آيد از دهن هاى ايشان ! نمى گويند مگر دروغ .
تفسير : از هر نوع تحقيق و اصول علمى بى بهره اند . آباء و اجداد آنها نيز از آن آگاهى نداشتند ، و اين امر خيلى ناگوار و زشت است كه اين مردم در تقليد پدران خويش كوركورانه چنين حرفهاى ناپسنديده را بر زبان مى آورند . گويا ، اين مردم از مقام قدّوسيّت و سبّوحيّت خداوند تعالى اطّلاعى ندارند ، كه در برابر ذات كبريائى او چنين گستاخى ها مى كنند ؛ و از آن قطعا نمى شرمند « 1 » ! به جاى آنكه به جستجوى دلايل و براهين افتند ، دنبال سخن هاى دروغ ظاهر البطلان مى گردند ؛ و چون در ثبوت « 2 » پندارشان از آنها دليلى خواسته شود ، گويند كه اين يك راز مذهب است ؛ و عقل انسان آن را ادراك كرده نمى تواند « 3 » .
فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً
( 6 )
پس مگر تو كشنده ئى نفس خود را بر پى ايشان ، اگر ايمان نيارند به اين سخن از جهت اندوه .
هامش
( 1 ) . شرم نمى كنند !
( 2 ) . براى اثبات
( 3 ) . نمى تواند آن را ادراك بكند ، درك بكند .