تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
« مخلوق » . از همين سبب ، در « الا له الخلق و الامر » ، « امر » را در مقابل « خلق » گذاشت . بلى ، ممكن است كه اين امر « كن » از بارى - تعالى شأنه - صادر شده ، و در لباس جوهر مجرّد ، و يا در صورت يك « ملك اكبر » و يا « روح اعظم » به ظهور برسد كه ذكر آن در بعض آثار شده است ؛ و ما مى توانيم آن را خزانهء « كهربائيّهء روحيّه » نام گذاريم . گويا ، از همين مقام ، امواج روح حيات به ذوى الارواح دنيا تقسيم مىشود ، و سيم هاى بى شمار « الارواح جنود مجنّدة » در همين جا ربط مى يابد . معهذا ، جريان برقى كه به طرف ماشين هاى بى شمار خرد و كلان رها داده شده « 1 » ، مطابق استعداد ماشين آن را حركت مىدهد ، و از ماشين بروفق ساختمان آن كار مى گيرد ؛ بلكه اين برق به چراغ ها و قنديل هائى كه مى رسد ، مناسب آنها رنگ و هيئت را به خود مى گيرد . امّا ، اين مسئله را بدين صورت بدانيد كه تمام عقلا برين متّفق اند كه اشكال و صورى كه ما در خواب مى بينيم ، بعض اوقات ، محض « 2 » خيالات خود ما مى باشد كه به اشكال دريا ، كوه ، شير ، و گرگ ، و غيره به نظر مى آيد . اينك محل غور و دقّت است كه خيالاتى كه اعراض اند ، و با دماغ قائم مى باشند ؛ چگونه جواهر و اجسام گشته ، و چه طور در آن لوازم و خواص اجسام پيدا شده است ؟ تا حدّى كه بعض اوقات از بينندهء خواب بعد از بيدارشدن هم آثار آن چيزها جدا نمى شود ؟ ! فى الحقيقت ، خداوند متعال براى هر انسان توسّط خواب هدايت بسيار بزرگ نصيب فرموده است . در قوّهء مصوّرهء انسان آن قدر قوّت نهاده است ، كه او مطابق استعداد و قابليّت خود ، خيالات غيرمجسّم را در كالبد جسمى درآورده ، و در آن همان خواص و آثار را به اذن خدا ( ج ) پيدا مىكند « 3 » كه به عالم بيدارى با اجسام وابسته بود ! باز ، لطف اين است كه آن خيالات از دماغ بينندهء خواب يك دقيقه هم جدا نشده ، وجود ذهنى آنها به همان حال قائم است . پس ، آيا ازين نمونهء حقير و كوچك اين قدر فهميده نمى توانيم « 4 » كه امر بى كيف « كن » قادر مطلق و مصوّر بر حق - جل جلاله - با آنكه او صفت قائمهء ذات بارى تعالى است ، در يك يا چندين صور متعددّه جلوه گر شود ؟ آن صورت ها را خواه ارواح و يا فرشتگان بگوئيم ، و يا به كدام « 5 » نام ديگر بخوانيم ؛ آن ارواح و ملائكه و غيره همه حادث‌اند ، و « امر الهى ( ج ) » به حال خود قديم باقى باشد . آثار امكان و حدوث و احكام ارواح و غيره محدود است ، و « امر الهى ( ج ) » از آنها برتر و پاك تر است ؛ طورى كه هر صورت خياليّهء آتش كه به حالت خواب به نظر مى آيد ، در آن صورت ناريّه تمام آثار احراق ، سوزش و گرمى و غيره محسوس مى گردد ؛ حال آنكه اگر تصوّر آتش سال هاى دراز در دماغ ها
هامش
( 1 ) . راه داده شده ، سوق داده شده ، ( 2 ) . فقط ، منحصرا ( 3 ) . پديدار مى گرداند ، پديد مى آورد ( 4 ) . نمى توانيم بفهميم ( 5 ) . هر