درين موقع « 1 » ، فرض من آنست كه مردم را به آيت سورهء اعراف :
« أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ »
ملتفت گردانم كه هرجا « 2 » « امر » در مقابل « خلق » آمده است . از آن نكته به اين نتيجه مى رسيم كه نزد خدا ( ج ) اين دو شق بكلّى جداگانه است ؛ يكى « خلق » ، و ديگرى « امر » . پس ، فرق اين هردو را از سياق آيات به آسانى فهميده مى توانيم . اوّل فرمود :
« إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ »
( اعراف ، ركوع 7 ) اين است « خلق » ؛ در بين آن « استواء على العرش » را تذكار داده كه شأن حكمرانى را ظاهر مىكند ؛ فرمود :
« يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ »
( اعراف ، ركوع 7 ) اين مخلوقات را بر يك نظام معين و محكم روان نموده كه آن را تدبير و تصريف مى گويند ؛ اين است « امر » ؛
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ »
( طلاق ، ركوع 2 ) .
بايد دنيا را مثل يك فابريكهء « 3 » بزرگ بدانيد كه در آن انواع و اقسام ماشين ها نصب ، و به كار مشغول است . يكى رخت مى بافد ؛ ديگرى آرد مىكند ؛ آن يكى كتاب چاپ مى نمايد ؛ و آن ديگرى به شهر روشنى مى رساند ؛ و به ذريعهء آلهء « 4 » ديگر بادپكه روان است ؛ و غير ذلك . هر ماشين داراى چندين پرزه و اجزاء است كه غرض و وظيفهء ماشين را مدّنظر داشته ، به يك اندازهء معيّن ساخته شده ، و به جاى مناسب « 5 » نصب گرديده است ؛ سپس همه پرزه ها را به جاهاى معيّن « 6 » پيوست نموده و ماشين را تكميل « 7 » كردند . اخيرا ، از مخزن برق به طرف هر ماشين به ذريعهء « 8 » سيم هاى جداگانه « جريان برق » رها داده مىشود « 9 » ؛ در آن واحد ، ماشين هاى خاموش و ساكت مطابق ساختمان خود دور مى خورد و به كار مى افتد ؛ و برق ، هر ماشين و هر پرزه را بروفق ساختمان و غرض مخصوص آن مى چرخاند . حتّى كهربائيّه « 10 » قليل يا كثيرى كه به چراغها و قنديل ها مى رسد ، در آنجا رسيده ، هيئت و رنگ آنها را اختيار مىكند .
ازين مثال واضح مىشود كه كالبد ماشين را ساختن ، و تمام پرزه هاى آن را به صورت درست نصب نمودن ، يك سلسله وظايف و اعمالى است كه بعد از تكميل آن براى اينكه ماشين را چالان « 11 » كنند ، آوردن چيز ديگرى از مخزن آن حتمى و ضرورى است ؛ همين طور بدانيد كه خداوند ( ج ) اوّل تمام ماشين هاى آسمان و زمين را خلق نمود ( كه آن را « خلق » گويند ) ؛ هر پرزهء خرد و كلان را به اندازه و مقياس صحيح ساخت ( كه آن را « تقدير » خوانند ) : « قدره تقديرا » ؛ همه پرزه ها را باهم پيوست نموده ، ماشين را به صورت
هامش
( 1 ) . در اين موضع ، در اين مورد ،
( 2 ) . همه جا
( 3 ) . كارخانهء
( 4 ) . به وسيلهء آلت
( 5 ) . در جاى مناسب
( 6 ) . در جاهاى معيّن
( 7 ) . كرده اند .
( 8 ) . به واسطهء
( 9 ) . راه داده مىشود ؛ سوق داده مىشود ؛
( 10 ) . الكتريسيتهء
( 11 ) . فعّال ، كارآمد