تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
مىدهد كه درين اواخر يك طيّارهء مخصوص بم انداز « 1 » پرواز داده شده كه در آن هيچ شخص سوار نبود ، ليكن به ذريعهء « 2 » قوّهء بى سيم به منزل مقصود رسانده شد . اين طيّاره « 3 » در آن مقام بم ها « 4 » انداخت و باز به مركز عودت نمود . دعوى مى كنند كه به ذريعهء بى سيم ، كارى را كه طيّاره خودبه خود انجام داد ، طورى مكمّل « 5 » بود كه گويا به ذريعهء طيّاره ران « 6 » به عمل مى آيد ! در اين ايّام ، انجمن هائى كه در باب روح به حقيق مى كنند ، آنها بعضا چنين مشاهداتى را هم بيان كرده اند كه روح از جسم جدا بوده ، وقتى كه پاى روح مورد ضرب قرار داده شد ، تأثير آن بر پاى جسم مادّى ظاهر شد . بهرحال ، روحى را كه اهل شرع ثابت مى كنند ، صوفيّه از آن انكار ندارند « 7 » ؛ بلكه ايشان بالاتر و ما فوق آن روح مجرّد كدام روح ديگرى « 8 » را نيز قائل اند ؛ كه در آن هيچ استحاله نيست ، بلكه اگر براى آن روح مجرّد روح ديگر هم باشد ؛ و بالآخر « 9 » تمام سلسلهء كثرت جمع شود ، بر وحدت « امر ربّى » منته شود ؛ پس ضرورت انكار نيست . شيخ فريد الدين عطّار ( رح ) در منطق الطير فرموده است :
هم ز جمله بيش و هم پيش از همه * جمله از خود ديده و خويش از همه
جان نهان در جسم او در جان نهان * اى نهان اندر نهان اى جان جان
از مطالب فوق به اين نتيجه مى رسيم ، هرچيزى كه مخاطب « كن » واقع شد ، داراى روح حيات مىشود ؛ بدون شك و شبهه . من محض « 10 » همين را مى دانم كه هر نوعى از انواع مخلوق مطابق استعداد خودش زندگى قوى و يا ضعيف مى يابد ؛ يعنى ، براى هر كارى كه آن شى ء آفريده شده حكم « كن » به آن داده اند ؛ پس همين روح « حيات » اوست . تا آن زمان و حدّى كه آن چيز غرض ايجاد خود را تمام كند ، زنده مى باشد ؛ و هر قدرى كه از آن دور تر گرديده ، و معطّل شده برود ؛ همان قدر به « موت » نزديك ، و يا مرده گفته مىشود . هذا ما عندى ، و عند الناس ما عندهم ؛ و اللّه سبحانه و تعالى هو الملهم للصّواب .
وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ثُمَّ
و اگر خواهيم ، ببريم آنچه را وحى فرستاده ايم بسوى تو ؛ باز
هامش
( 1 ) . بمب افكن ( 2 ) . به وسيلهء ( 3 ) . هواپيما ( 4 ) . بمب ها ( 5 ) . كامل ( 6 ) . به توسّط خلبان ( 7 ) . منكر آن نيستند ؛ ( 8 ) . يك روح ديگرى ( 9 ) . و بالاخره ، ( 10 ) . فقط