بِيَمِينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ
به دست راستش ؛ پس آن مردم بخوانند نامهء خود را ؛
تفسير : درين جا ، ازين اعلام مقصود آن است كه در دنيا از حيث فطرت كه به انسان عزّت و فضيلت بخشيده شده بود ، آيا انسان آن را تا كدام اندازه محكم و استوار داشته ؛ و آيا چقدر مردم خواهد بود كه عزّ و شرف انسانى را پامال « 1 » نموده به خاك آميختند . خلاصه اينكه در روز قيامت هر فرقه به همراه چيزى حشر كرده مىشود كه در دنيا به پيروى و اتّباع آن مى پرداخت . مثلا ، مؤمنان با انبيا ، كتابها ، و رهبران دينى حشر مى شوند ؛ و كفّار به همراه رهزنان خود ، يعنى شياطين و معبودان دروغ كه در باب آنها فرموده است :
« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ »
( القصص ، ركوع 4 ) محشور مى گردند ؛ و در حديث است « لتتّبع كل امّة ما كانت تعبد - الحديث » . در آن وقت نامهء اعمال تمام انسانها به آنها داده مىشود . اعمالنامهء « 2 » كسانى از پيش روى و در دست راست ايشان ، و از كسى از قفاى وى و در دست چپ او خواهد رسيد .
گويا ، اين يك علامت حسّى براى مقبوليّت و يا مردوديّت شخص پنداشته مىشود . « اصحاب يمين » ( آنانى كه نامهء اعمال را بر دست راست مى گيرند ) كه در دنيا حق را پذيرفتند ، و بدين وسيله شرافت فطرى و كرامت انسانى را نگهداشتند ، و در دنيا هوشمندى را به كار برده ، و به سنجش و دقّت عمل نمودند ؛ در آخرت ، اين احتياط آنها نتيجهء نيك داد . در آن روز ؛ ايشان در خوشى و مسرّت بى انتها بوده ، و به كمال سرور و انبساط ، نامهء اعمال خود را خواهند خواند ، و به ديگران خواهند گفت :
« هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ »
( الحاقّة ، ركوع 1 ) بيائيد كتاب مرا بخوانيد ! احوال دستهء ديگر يعنى « اصحاب شمال » را در آيت مابعد بيان فرموده است . بعضى از مفسّرين از كلمهء « امام » نامهء اعمال را مراد گرفته اند ؛ زيرا مردم به دنبال آن خواهند رفت .
وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا
( 71 )
و ستم كرده نشوند مقدار يك رشته .
تفسير : به قدر تار باريكى كه در دانهء خرما مى باشد ، در آنجا ظلم و تفاوت نخواهد شد ؛ ثمرهء زحمت و عمل هر يكى كاملا ، بلكه زياده ، داده خواهد شد .
هامش
( 1 ) . پايمال
( 2 ) . نامهء اعمال