وَ تَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا
( 52 )
و گمان مى كنيد كه درنگ نكرده بوديد مگر اندكى .
تفسير : اكنون تعجيل داريد ؛ امّا ، در آن وقت خواهيد پنداشت كه در دنيا چندان دير زيست نكرده بوديد ! اين موعد پنجاه و يا صد سال عمر انسان در مقابل هزاران سال آن روز اهمّيّت ندارد ( موضح الفرقان ) . بعضى گفته اند كه از شدّت هول و خوف آخرت ، زندگى دنيا بسيار كم معلوم خواهد شد ؛ و يا ، از « زمان قليل » مراد زمانى است كه در بين نفخهء اولى و نفخهء ثانى مى باشد ؛ چونكه در ميان اين دو نفخه عذاب نيست ، از آن جهت آن را قليل شمرده ، خواهند گفت :
« مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا »
( يس ، ركوع 4 ) .
وَ قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِيناً
( 53 )
و بگو بندگان مرا كه بگويند كلمه اى كه آن بهتر است ؛ ( هر آئينه ) شيطان نزاع مى افگند ميان مردمان ؛ ( هر آئينه ) شيطان هست آدمى را دشمن آشكارا .
تفسير : شايد هنگامى كه مسلمانى مشغول تلقين امر الهى ( ج ) و موعظه بوده باشد ، و به سبب طعن و تمسخر مشركين تنگدل و آشفته شده ، درشتى كند ؛ بنابرآن « 1 » ، به مسلمانان توصيه فرمود كه در اثناى مذاكره بى صبر و مشتعل نشده ، دل آزارى نكنند ؛ كه به عوض فائده ، از آن نقص عائد مىشود ؛ و شيطان ديگرى را برانگيخته جنگ برپا مىكند ؛ و بالآخر « 2 » در دل مخاطب چنان حس دشمنى قائم مى گردد كه با وجود فهم موعظه ، به طور تمرّد از آن ابا مى نمايد .
هامش
( 1 ) . بنابراين ،
( 2 ) . بالاخره