تفسير : از شنيدن ايشان ، استفاده مقصود نيست ؛ بلكه مقصود آنها محض « 1 » استخفاف و استهزا مى باشد ؛ ذكر آن در آينده مى آيد .
إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَ إِذْ هُمْ نَجْوى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً
( 47 )
وقتى كه گوش مى نهند بسوى تو ؛ و وقتى كه ايشان رازگويان باشند ؛ وقتى كه مى گويند اين ستمگاران پيروى نمى كنيد مگر مرد جادوكرده را !
تفسير : قرآن و سخنان تو را شنيدند و رفتند ؛ سپس باهم مشوره « 2 » كردند كه در باب محمّد - صلّى اللّه عليه و سلّم - چه بايد گفت ؟ ! بالآخر « 3 » ، گفتند كه اين شخص « مسحور » معلوم مىشود « 4 » ؛ يعنى ، در اثر سحر مجنون شده است و دماغ او مختل است ! العياذ باللّه العظيم ! بعض « 5 » « مسحور » را درين موقع به معنى « ساحر » گرفته اند ؛ گويا ، سخنان او تأثير جادو دارد !
تنبيه : مطلبى كه از كلمهء « مسحور » مى گرفتند ، از نفى آن لازم نمى آيد كه بر پيغمبر هيچگونه سحر اگرچه جزئى هم باشد ، به طور عارض هيچگونه تاثير نمى كند . اين آيت مكّى است ؛ واقعهء مسحور شدن آن حضرت ( ص ) در صحاح مذكور است كه يهود در مدينه بر آن حضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - جادو كرده بودند . اثر آن تا چند روز صرف « 6 » همين قدر بوده كه در بعض كارهاى دنيوى به آن حضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - گاه گاهى ذهول و فراموشى واقع مى شد « 7 » .
انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ
بنگر چگونه زدند براى تو مثل ها ؛ پس گمراه شدند ؛ پس نمى توانند
هامش
( 1 ) . فقط
( 2 ) . مشورت ، توطئه
( 3 ) . بالاخره ،
( 4 ) . به نظر مى آيد ؛
( 5 ) . بعضى
( 6 ) . صرفا ، منحصرا
( 7 ) . دست مى داد .