تفسير : تمام مخلوقات پاكى آن ذات متعال را بيان مى كنند ؛ و ليكن شما براى او شركا ، اولاد ، دختران را تجويز مى نماييد ! اين چنان گستاخى بزرگ است كه بايد فورا مورد هلاكت قرار داده مى شديد ؛ ليكن او تعالى به واسطهء حلم خود به زودى شما را سرزنش نمى كند ، و اگر توبه كنيد مى بخشد .
وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً
( 45 )
و چون مى خوانى قرآن را ، مى سازيم در ميان تو و در ميان آنان كه باور نمى دارند آخرت را ، پرده اى پوشيده !
تفسير : شخصى كه آخرت را قبول نكند ، و در باب انجام نيك و بد خود هيچ فكر و انديشه ننمايد ؛ توجّه خود را به طرف نصيحت چگونه مبذول خواهد كرد ؟ ! مادامى كه او فكر حصول رستگارى ندارد ؛ ضرورت نمى داند « 1 » كه در احوال و اقوال پيغمبرى كه براى او خواهان نجات است ، غور و دقّت نمايد ؛ و به بارگاه رسالت برسد . پس ، همين عدم ايمان به روز رستاخيز ، و بى فكرى در انجام كار خود ، يك پردهء معنوى است كه بين آن شخص و نبى ( از حيث نبى بودن ) آويزان كرده مىشود .
وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ
و مى نهيم بر دل هاى ايشان پوشش ها تا نفهمندش ؛
تفسير : اولا ، اين ذكر بود كه آنها به صداقت پيغمبر ( ص ) اعتقاد ندارند ؛ درينجا ، بيان آن است كه آنها به فهم قرآن رسائى حاصل كرده نمى توانند « 2 » ؛ يعنى ، اين قرآن تأثير نهايت قوى دارد ؛ ليكن بر كافران مؤثّر نمى شود . ازين سبب ، آنها در عقب پرده مى باشند . از روشنى آفتاب ، تمام جهان مستفيض و روشن مىشود ؛ ليكن اگر شخصى در خانهء زيرزمينى « 3 » بنشيند ، و تمام دروازه ها و دريچه را بسته كند « 4 » ، بلكه چشم هاى خود را هم بپوشد ؛ نظر به اين شخص ، روشنى آفتاب هيچجايى وجود ندارد .
هامش
( 1 ) . ضرورت نمى بيند ، ضرورى نمى داند
( 2 ) . نمى توانند دسترسى پيدا بكنند ؛
( 3 ) . زيرزمين ، اطاق زيرزمين
( 4 ) . ببندد ،