تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
تفسير : وقتى كه مى خواهيم قريه اى را به واسطهء اعمال زشت مردمش تباه كنيم ؛ آنها را ناگهان نمى گيريم ، و هلاك نمى كنيم ؛ بلكه بعد از اتمام حجّت به ايشان سزا داده مىشود ؛ يعنى ، نخست احكام الهى ( ج ) ذريعهء « 1 » پيغمبران و يا نائبان ايشان به باشندگان « 2 » ديارى اعلان و رسانده مىشود ؛ خصوصا ، به اشخاص بارسوخ « 3 » و امراى آن مقام كه اثر قبول و عدم قبول امر خدا ( ج ) از طرف آنها بر جمهور مردمان مى افتد . هنگامى كه اشخاص مقتدر و متكبّرين آنها پيغام خدا ( ج ) را ديده و دانسته ردّ كنند ، و علانيه نافرمانى نموده ، فضاى تمام قريه را مسموم و مكدّر سازند ؛ اهل آن قريه خود را مجرم علنى ثابت كرده ، مستحق عذاب الهى ( ج ) مى گردند ؛ نعوذ باللّه من شرور انفسنا . تنبيه : و قال بعض السلف : ان الامر فى قوله تعالى « امرنا مترفيها » امر تكوينى قدرى بالفسق ، و قوله تعالى
« إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ »
معناه نفى الامر التشريعى ، فلا منافاة فافهم .
وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ
و بسا كس را كه هلاك كرديم از طبقات مردمان ؛ بعد از نوح ؛ تفسير : در قرونى كه بين آدم و نوح گذشت ، همه مسلمان بودند . شرك و بت پرستى بعد از آن پيدا شد ؛ و نوح ( ع ) براى اصلاح آنها مبعوث گشت ، و صدها سال احكام الهى ( ج ) را به آنها تبليغ نمود ولى آنها نپذيرفتند . بالآخر « 4 » ، همه هلاك گرديدند ؛ و بعد از آن چندين قوم ديگر ( عاد و ثمود و غيرهما ) به اين گناه تباه گشتند ؛ و الحاصل ، سلسلهء هلاك نمودن قوم ها بعد از بعثت نوح ( ع ) شروع شد .
وَ كَفى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً
( 17 ) و بس است پروردگار تو به گناه بندگان خود دانا ، بينا . تفسير : كسى را بى قصور نمى گيرد ، و سزاى نامناسب نمى دهد ؛ بلكه گناهان هريك را ديده ، و اوضاع و اطوار او را سنجيده ، مطابق عملش با او سلوك مىكند .
هامش
( 1 ) . به واسطهء ( 2 ) . ساكنان ( 3 ) . بانفوذ ( 4 ) . بالاخره ،