تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
تفسير : خداى تعالى راه راست را به همه نشان داد ؛ اكنون اختيار دارند كه به اين راه مى روند يا نمى روند . آنها بايد خير و شرّ خود را خود بسنجند ؛ زيرا ، نفع و نقص كارها ، و طريق عمل هركس ، تنها به خود او عائد است ؛ و بار گناهان يكى بر دوش ديگرى نهاده نمى شود .
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
( 15 ) و نيستيم ما عذاب كننده ، تا آنكه فرستيم پيغامبرى . تفسير : سرانجام كارهاى بد - بدون شبهه - سزا و عذاب است ؛ ليكن حق تعالى تا حقايق آن را بر بندگان خود نياموزاند ، ايشان را مؤاخذه نمى كند . از همين سبب است كه پيغمبران را مى فرستد ، تا مردمان را از بى خبرى و غفلت برهانند ، و از نيك و بد به طور كلّى آگاه سازند . خداى تعالى از ابتداى آفرينش ، سلسله وحى و رسالت را ازين سبب جارى داشت ، تا سخنانى را كه انسان تنها به رهنمائى عقل و فطرت ادراك مىكند ؛ مثلا ، وجود بارى ، و يا توحيد ، به وسيلهء بيان پيغمبران بيشتر شرح گردد ؛ و محل اعتماد قرار گيرد ؛ و در ادراك چيزهائى كه قوّهء عقل به تنهائى كفايت نكند ، پيغمبران آنها را در روشنى « 1 » وحى و الهام به مردم برسانند . خلاصه ، پرتو انوار و فيوض « 2 » انبياء - عليهم السلام - فضاى دنيا را چنان نور بخشيد كه اقوامى كه در دنيا و يا آخرت معذّب به عذاب الهى ( ج ) شوند ، از نادانى و بى خبرى خويش ، چنان عذرى كه سبب رستگارى ايشان از عذاب خداوندى شود ، تقديم كرده نتوانند « 3 » . تنبيه : مفسّرين ، درين موقع ، تعذيب « اصحاب فترت » و « اطفال صغير » را زير بحث گرفته اند ؛ از خوف تطويل ، از آن صرف‌نظر نموديم .
وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً
( 16 ) و چون خواهيم كه هلاك كنيم قريه اى را ؛ امر كنيم متنعّمان آن را ، پس نافرمانى كنند آنجا ، پس ثابت شود بر آن قريه وعدهء عذاب ؛ پس برهم زنيم ايشان را ، برهم زدنى .
هامش
( 1 ) . در پرتو ( 2 ) . فيوضات ( 3 ) . نتوانند تقديم كنند ، بياورند .