تفسير : در رفت و آمد ليل و نهار ، و طلوع و غروب شمس و قمر ، شمار ماه ها و سال ها و حسابات « 1 » خرد و بزرگ مختلفه مربوط است .
وَ كُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِيلًا
( 12 )
و هرچيز را بيان كرديم به تفصيل .
تفسير : بايد دانست كه تشويش و تعجيل شما ، هيچ فائدهء مؤثّرى نمى بخشد . در نزد خدا ( ج ) ، براى هرچيز - خواه خير باشد يا شرّ - وقت و اندازه مقرّر است ؛ طورى كه در اثر تعجيل كسى شب يا روز كوتاه و يا دراز نمى شود ، و در اوقات مقرّرهء صبح و شام اخلالى پديد نمى آيد ؛ همانطور ، نظام آمد و رفت خير و شرّ بعد از يكديگر تحت يك قاعدهء معيّن است كه هيچ قدرتى آن را تغيير داده نمى تواند « 2 » .
حيات مكّدر و دلگير اين دنيا را به منزلهء شب تاريك بدانيد كه در ظلمت آن نتايج خير و شرّ را ، چنان كه بايد و شايد ، انسان واضح و صاف ديده نمى تواند « 3 » . آرى ، حق تعالى انبياء و مرسلين را فرستاد كه در تاريكى شب دنيا مخلوق را موافق درجاتشان به راه صحيح هدايت ، و ديدهء بينش آنها را روشنى و بينائى بخشند ؛ تا حقيقت خير و شرّ و نتايج آن بر مردمان منكشف گردد ؛ ليكن انكشاف صريح و بديهى كه هيچ فرد بشر را مجال انكار يا شبهه باقى نماند ، وقتى به عمل مى آيد كه شب زندگانى آن سپرى گردد ، و روز فرداى محشر پديد آيد . در آن دك ، كردارهاى ناپسنديده اى كه در دائرهء زندگانى دنيا طوق گردنش بود ، و به سبب تاريكى غفلت و جهالت و غيره ، به طور واضح به نظرش نمى آمد ، وقت طلوع صبح قيامت آشكار مىشود ؛ و نامهء اعمال گشوده پيش روى انسان خواهد آمد ؛ و هر شخص آن را در روشنى آن روز روشن ، بى تكلّف خوانده مىتواند « 4 » :
« فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ »
( ق ، ركوع 2 ) .
چون انسان در آن وقت تمام اعمال خرد و بزرگ خود را به رنگ اصلى آن مى بيند ، به آواز بلند مى گويد :
« يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها »
( كهف ، ركوع 6 ) .
وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ
و به هر آدمى متّصل ساختيم ( عمل ) شامت او را در گردن او ؛ و بيرون آريم
هامش
( 1 ) . محاسبات ، حساب هاى
( 2 ) . نمى تواند تغيير بدهد .
( 3 ) . نمى تواند ببيند .
( 4 ) . مىتواند بخواند :