تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
( 119 ) پروردگار تو بعد ازين توبه آمرزگار ، مهربان است . تفسير : اگر شخصى از كفريّات برگرديده « 1 » ، و مؤمن شود ؛ و براى آينده رويّهء مشروع اختيار نمايد ؛ حق تعالى تمام گناهان گذشتهء او را معاف مى فرمايد ؛ اگرچه گناهان او نهايت سنگين باشد :
بازآ بازآ هر آنچه هستى بازآ * گر كافر و گبر و بت پرستى بازآ
اين درگه ما درگه نوميدى نيست * صدبار اگر توبه شكستى بازآ
إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
( 120 ) ( هر آئينه ) ابراهيم بود امّتى فرمانبردار مر خدا را ( مايل از اديان باطله به دين حق ) ؛ و نبود از مشركان . تفسير : در اين مورد خداوند ( ج ) براى ترديد « 2 » شرك مشركين عرب ، طريقهء امام الموحّدين ابو الانبياء حضرت ابراهيم خليل اللّه - على نبيّنا و عليه الصلاة و السلام - را يادآورى مىكند ؛ زيرا ، مردم عرب از نسل او بودند كه دعوى پيروى دين ابراهيم را مى نمودند ؛ حال آنكه اعمال ايشان به ملّت ابراهيمى نسبت بعيدى هم نداشت . خداوند به آنها تذكّر داد كه ابراهيم ( ع ) امام موحّدين و معلّم نيكى بود ، و تن تنها « 3 » مثل يك امّت بزرگ در مقابل همه مشركين مجاهده فرمود . خداوند ( ج ) تمام صفات و كمالات مجموعه افراد را تنها به وجود حضرت ابراهيم ( ع ) جمع فرموده بود : ليس على الله بمستنكر ان يجمع العالم فى واحد ابراهيم ( ع ) بندهء مطيع خدا ( ج ) و فرمانبردار كامل بود ؛ از هرچيز منصرف ، و به خداوند ( ج ) پيوسته بود ؛ ممكن نبود كه بدون حكم الهى ( ج ) چيزى را از طرف خود حلال و يا حرام گرداند ؛ بنابرآن « 4 » ، امكان نداشت كه مرتكب شرك گردد ؛ حتّى سزاوار نمى ديد كه با جماعت مشركين در يك قريه زيست
هامش
( 1 ) . برگشته ، بازگشته ، ( 2 ) . تكذيب ، محكوم كردن ( 3 ) . به تنهايى ( 4 ) . بنابراين ،